رجعت در فرهنگ شيعه
رجعت در لغت به معنى بازگشت است، و مقصود از آن در فرهنگ شيعه، بازگشت گروهى ازامت اسلامى پس از ظهور حضرت مهدى ـ عجل الله فرجه الشريف ـ و قبل از برپايى قيامت به دنياست . گواه روشن بر وجود رجعت، پيش از هر چيز قرآن کريم است
که در آيه 84 سوره نمل مي فرمايد : و يوم نحشر من کل أمة فوجا ممن يکذب بآياتنا فهم يوزعون
و در آيه 87 مى فرمايد: و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السموات و من فى الأرض الا من شاء الله و کل اتوه داخرين
چنانکه مي بينيم، آيات فوق از دو روز سخن گفته و «يوم» دوم را بر «يوم» نخست عطف نموده است.
افزون بر اين، در روز نخست، تنها از زنده شدن گروهى خاص سخن به ميان آورده و در روز دوم از مرگ همه انسانها ياد کرده است. از ملاحظه مجموع اين نکات در مي يابيم که روز نخست غير از روز قيامت بوده و آن دو با هم فرق دارند.
مجددا ياد آور مي شويم آيه نخست از زنده شدن گروهى خاص سخن مي گويد، و چنين روزى طبعا نمي تواند روز رستاخيز باشد. زيرا در آن روز همه انسانها پس از نفخ صور زنده مي شوند، چنانکه مي فرمايد: «إن کل من في السموات و الأرض إلا آتى الرحمن عبدا... و کلهم آتيه يوم القيامة فردا»(مريم/93ـ95) همه کسانى که در آسمانها و زمين هستند با حال تسليم به محضر خداى مهربان در مي آيند... و همه آنان در روز قيامت تنها نزد او حاضر مي گردند .
نيز در آيه ديگر در وصف قيامت مي فرمايد: و حشرناهم فلم نغادر منهم أحدا (کهف/47): آنان را براى حساب گرد مي آوريم، و يک تن را هم رها نمي کنيم.
نتيجه اينکه، از مقايسه دو آيه سوره نمل و اختلاف آنها در مضمون، بايدگفت که جهان در انتظار دو روز است که در يکى تنها برخى از انسانها محشور مي شوند و در ديگرى همه انسانها . روايات شيعه، روز نخست را مربوط به پس از ظهور حضرت مهدى و قبل از رستاخيز مي داند .
بازگشت گروهى از صالحان و يا تبهکاران قبل از رستاخيز امر شگفت آورى نيست، زيرا در امتهاى پيشين نيز گروهى پس از مرگ بار ديگر زنده شده و پس از مدتى براى بار دوم در گذشته اند .
بازگشت گروهى به اين جهان نه مخالف حکم عقل است، و نه معارض با نقل، زيرا همان گونه که يادآور شديم به صريح قرآن در امتهاى پيشين چنين واقعهاى رخ داده، و اين خود بهترين گواه بر امکان آن است. و اين نيز که برخى پنداشته اند رجعت با تناسخ يکسان است، تصورى کاملا بي پايه است، زيرا تناسخ آن است که نفس پس از مرگ بار ديگر حيات خويش را از نطفه آغاز کند و يا به بدن ديگرى تعلق بگيرد. حال آنکه در رجعت هيچيک از اين دو امر باطل وجود ندارد. حکم رجعت از اين جهت بسان زنده شدن مردگان در امتهاى پيشين، و معاد جسمانى در قيامت بوده و در حقيقت جلوهاى کوچک از رستاخيز نهايى است که در آن همه انسانها بدون استثناء زنده مي شوند.
علت رجعت
شبهه:
چگونه مهدى منتظر در آخر الزمان مى تواند مردگان را زنده کند، و مؤمنين را عزيز بدارد و فاسقين را عذاب نمايد؟ و اصولا آيا اعتقاد به رجعت پشتوانه علمى دارد در حاليکه جزء اعتقادات مسلمين نمى باشد، چرا که عقلا ممکن نيست و دليل بر آن نداريم.
جواب اجمالى:
زنده کردن مردگان، در حقيقت کار خداوند است، که گاهى به بعضى از بندگان صالحش همچون حضرت عيسى عليه السلام و امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف اين اذن را مى دهد بعضى از انسانها را بتوانند زنده کنند و اين زنده کردن فقط با اذن الهى امکان پذير است.
و رجعت هم به معناى زنده شدن بعضى انسانها در دنيا، در موقع ظهور امام زمان عج ، از روايات و بعضى آيات استفاده مى شود، و طبق سخنان پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله اين امر در امت اسلامى نيز همانند امتهاى گذشته به وقوع خواهد پيوست.
مساله رجعت ارتباطى با زنده کردن مردگان توسط امام زمان عج ندارد و شيعيان زنده کردن اموات را به خداوند نسبت مى دهند نه به امام زمان عج
جواب تفصيلى:
قبل از پاسخ به شبهه مذکور لازم است نکاتى ذکر شود و آن اينکه: مساله رجعت هيچ ارتباطى با زنده کردن مردگان و يا عزيز نمودن مؤمنين و عذاب کردن فاسقين، توسط امام زمان ندارد و شيعيان هيچ موقع زنده نمودن مردگان را به امام زمان ربط نمى دهند، بلکه همواره اعتقادشان اين است که زنده کردن و يا ميراندن مخصوص ذات مقدس خداوند است. با توجه به اين مطلب بحث از احياء مردگان توسط غير خدا، بحث حاشيه اى خواهد بود. در قرآن کريم خداوند صفاتى را براى خودش مطرح مى کند که مخصوص ذات مقدس او مى باشد و غير از خداوند کسى از انبياء و ائمه و ملائکه آن صفات را ندارند. مانند:
لااله الا هو يحيى و يميت معبودى جز او نيست، زنده مى کند و مى ميراند
الله يتوفى الانفس حين موتها خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى کنند.
هنگامى که خداوند به عيسى بن مريم(ع) گفت: ياد کن نعمتى را که به تو و مادرت بخشيديم، زمانى که تو را با «روح القدس» تقويت کردم; که در گهواره و به هنگام بزرگى، با مردم سخن مى گفتى و هنگامى که کتاب و حکمت و تورات و انجيل را به تو آموختم، و هنگامى که به فرمان من، از گل، چيزى به صورت پرنده مى ساختى، و در آن مى دميدى، و به فرمان من پرنده مى شد، و کور مادر زاد، و مبتلا به بيمارى پيسى را به فرمان من، شفا مى دادى، و مردگان را (نيز) به فرمان من زنده مى کردى; و هنگامى که بنى اسرائيل را از آسيب رساندن به تو، بازداشتم; در آن موقع که دلايل روشن براى آنها آوردى، ولى جمعى از کافران آنها گفتند: اينها جز سحر آشکار نيست
با توجه به مقدمه فوق، مى گوئيم: در همه اديان به ظهور مصلح جهانى بشارت داده شده است و اين مصلح جهانى که وارث همه علوم و معجزات انبياء گذشته مى باشد و عدل و داد را برقرار کرده و زمين را از لوث ستمگران و خيانتکاران پاک مى کند.
قرآن مى فرمايد: و لقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر ان الارض يرثها عبادى الصالحون در "زبور" بعد از ذکر (تورات) نوشتيم بندگان شايسته ام وارث (حکومت) زمين خواهند شد»، و امام زمان (ع) که همان مصلح موعود است همه معجزات پيامبران را خواهد داشت بنابراين زنده کردن مردگان نيز مى تواند از معجزات آن حضرت باشد اما بايد توجه داشت که هرگونه معجزه اى تنها باذن الهى خواهد بود و بدون اذن خداوند انجام معجزه ممکن نيست.
رجعت و عقيده مسلم شيعه
رجعت، به معنى بازگشتن است، و مراد از آن زنده شدن و بازگشتن گروهى، (از نيکان بسيار نيک و انسان هاى بسيار بد) بعد از حضرت قائم عج مى باشد، تا نيکان با مشاهده دولت آن بزرگوار شادمان بشوند و به فيض نصرتش مفتخر گردند. و انسان هاى بد نيز با مشاهده دولتى که هرگز نمى خواستند، غمگين گردند و به ذلت و خوارى برسند، و عقوبت و عذاب ببينند و به دست دوستان آن حضرت کشته شوند و اما ديگر مردمان در قبرها مى مانند تا در قيامت حاضر گردند
اما اينکه گفتيد عقلا ممکن نيست و دليلى بر آن نداريم؟! مى گوئيم بهترين دليل بر امکان چيزى وقوع آن است و در امتهاى گذشته نظير آن واقع شده است و قرآن کريم موارد مختلفى از رجعت را بيان نموده است از جمله به داستان قومى اشاره مى کند که از ترس طاعون از وطن خود فرار کردند و خداوند آنها را مدتى طولانى ميراند و سپس به سبب دعاى يکى از پيامبران بنام «حزقيل» همه آنها را زنده کرد بعد از آن پس از مدتى به اجل طبيعى از دنيا رفتند
براى روشن شدن مطلب دو آيه و دو روايت نقل مى شود:
الف) آيات:
1ـ قرآن مى فرمايد: الم تر الى الذين خرجوا من ديارهم و هم الوف حذر الموت، فقال لهم الله موتوا، ثم احياهم ان الله لذو فضل على الناس و لکن اکثر الناس لايشکرون آيا نديدى آنان را که از بيم مرگ از خانه هاى خود بيرون رفتند و آنها هزاران تن بودند، پس خداوند به آنها گفت: بميريد. سپس آنان را زنده کرد، بى گمان خدا بر مردم صاحب فضل است. و لکن بسيارى از مردم سپاسگزارى نمى کنند
و طبق قاعده معروف: حکم الامثال فيما يجوز و ما لا يجوز واحد احتمال امتناع آن از بين مى رود و ثابت مى شود که رجعت يک کار ممکنى است و نمى تواند در اين امت)پيامبر اسلام) ممکن نباشد، و روايات ما آن را اثبات کرده اند و پيامبر (ص) در اين مورد مى فرمايد: يکون فى هذه الامه کل ما کان فى بنى اسرائيل حذو النعل بالنعل و القزة بالقزة هر اتفاقى که در بنى اسرائيل رخ داده بدون ذره اى کم و زياد در اين امت هم رخ مى دهد.
2ـ آيه ى ديگرى که بر رجعت دلالت دارد اين است که خداوند مى فرمايد: و يوم نحشر من کل امة فوجاً) به خاطر آور روزى را که ما از هر امتى، گروهى را از کسانى که آيات ما را تکذيب مى کردند محشور مى کنيم، و آنها را نگه مى داريم تا به يکديگر ملحق شوند، اين آيه مربوط به قيامت نمى تواند باشد چون در قيامت همه محشور مى شوند نه از هر گروهى فوجى، لذا اين آيه مربوط به رجعت مى شود.
ب) روايات:
1ـ مأمون خدمت امام رضا (ع) عرض کرد يا ابا الحسن درباره رجعت چه مى گويى؟ حضرت فرمود: رجعت حق است در امت هاى پيشين بوده است و قرآن هم ازآن سخن گفته است و پيامبر هم فرمود: پس مى آيد، براى اين امت هر آنچه براى امت هاى گذشته پيش آمد، بدون کم و زياد، و فرمود هنگامى که مهدى (عج) از فرزندان من ظهور نمايد، عيسى از آسمان پايين آمده پشت سر آنحضرت نماز مى گذارد... مأمون عرض کرد سرانجام چه مى شود؟ فرمود: حق به اهل خودش بر مى گردد. اين روايت به خوبى دلالت بر وجود رجعت و صحت آن دارد که نيازى به توضيح نيست.
2ـ سلمان مى گويد: پيامبر اسلام (ص) دوازده امامى بعد از خود را معرفى نمود، و اسامى هر يک را بيان نمود، من گريستم و عرض کردم آيا من آنها را درک مى کنم؟ فرمود: تو اى سلمان و امثال تو آنها را دوست مى دارند و با معرفت آنها را درک مى کنند، سلمان گويد خدا را شکر کردم سپس عرض کردم يا رسول الله آيا من تا زمان آنها زنده خواهم بود؟ فرمود: اى سلمان اين آيه را بخوان «هنگامى که نخستين وعده فرا رسد گروهى از بندگان نيرومند و جنگجوى خود را بر ضد شما مى انگيزم، خانه ها را جستجو کنند و اين وعده اى است قطعى پس شما را بر آنها چيره مى کنيم و شما را بوسيله داراييها و فرزندان کمک خواهيم کرد و نفرات شما را بيشتر قرار مى دهيم سلمان مى گويد من از روى شوق گريه نمودم و گفتم يا رسول الله اين حادثه در زمان شما (و با حضور شما) خواهد بود فرمود آرى و الله در آن زمان من و على و فاطمه و حسن و حسين و نه امام از فرزندان حسين (عليهم اسلام) و هر کسى که در مسير اهلبيت مظلوم واقع شده اند همه يکجا گردهم مى آييم، آنگاه ابليس و لشکريان او و مؤمنين واقعى و کافران حقيقى حاضر مى شوند، و فرمود ماييم تأويل اين آيه: «ما چنين اراده نموده ايم، که بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان وارثان روى زمين قرار دهيم». سلمان مى گويد از نزد پيامبر (ص) برخواستم از آن به بعد، هيچ باکى نداشتم که من مرگ را ملاقات کنم و يا او به سراغم آيد.

نام: | |
ايميل: | |