
صفات ياران حضرت مهدي(ع)
1.
ايمان و اعتقاد ياوران مهدي (ع)
ايمان، از مهمترين سرمايههاي انسان خداجوست. پايداري، رشادت و فداکاري مؤمن ريشه در ايمان حقيقي وي دارد. ياران راستين مهدي از مؤمناني هستند که ايمانشان آنها را به مرحلهاي رسانده که هرگونه شک و شبههاي را از دلشان زدوده است. همان کساني که به نقل از روايتهاي بزرگان دين، ترنم روحبخش تلاوت قرآن و مناجات شبانه آنان، همچون صداي زنبوران عسل در هم ميپيچيد و از شب تا صبح به راز و نياز با خداي خويش مشغولند. آنان کساني هستند که خدا را با بصيرت درون شناختهاند و ايمان به خدا در اعماق جانشان نفوذ کرده است. در راه تقويت ايمان و اجراي دستورهاي الهي از هيچ چيز هراس ندارند و از نکوهش هيچ سرزنشکنندهاي بيم به دل راه نميدهند. اينان مصداق اين آيه قرآني هستند که: به زودي خداوند قومي را که آنها را دوست ميدارد و آنها نيز او را دوست دارند و نسبت به مؤمنان فروتن و بر کافران سرافراز و مقتدرند، به نصرت اسلام برميانگيزد.
مؤمنان واقعي، کساني هستند که تنها به خدا عشق ميورزند و جز به خشنودي او نميانديشند «يحبّهم و يحبّونه»، در برابر برادران دينيشان فروتن هستند «أذلّةً علي المؤمنين»، با کافران ستمگر و کجانديش، سرسخت، خشن و در برابرشان سرافرازند «أعزّةً علي الکافرين»، براي بسط عدل و اجراي فرمانهاي الهي همواره در حال جهاد في سبيلالله هستند «يجاهدون في سبيلالله» و در جهت نابودي کافران و برچيدن بساط ستمگران، کوشا و از هيچ ملامتي پروا ندارند «و لا يخافون لومة لائمٍ».
2.
عبادت ياران مهدي (ع) 
آنان پارسيان شباند که تا بامدادان به ذکر و راز و نياز و قيام و قعودند. آتش عشق به معشوق و معرفت به ذات باري تعالي، خواب را از ديدگان آنان ربوده است:
جز خم ابروي يارم، هيچ محرابي ندارم
جز غم هجران رويش من تب و تابي ندارم
گفتم اندر خواب بينم چهرة چون آفتابش
حسرت اين خواب در دل ماند چون خوابي ندارم
سر نهم بر خاک کويش، جان دهم در ياد رويش
سر چه باشد، جان چه باشد، چيز نايابي ندارم
مرداني که شب هنگام زمزمة تلاوت قرآن و ذکر مناجاتشان همچون صداي زنبوران عسل در هم بپيچد و هيبت الهي، آنان را به قيام وا دارد و بامدادان سوار بر مرکبها شوند، آنان راهبان شباند و شيران روز.اين همه، حاصل ايمان نهفته در قلب آنان است و هر چه درجة ايمان آنها بالا رود، اينگونه اعمال نيز در زندگيشان فزوني خواهد يافت و هيچ مانعي بر سر راه آنان نخواهد ماند. جهاد و کوشش، نه تنها آنها را از عبادت و راز و نياز به درگاه الهي باز نميدارد، بلکه سبب ميشود تا حلاوت ايمان را بيشتر بچشند و همة کارها و رفتارهاي خود را جلوة الهي دهند که چه رنگي بهتر از رنگ الهي!
3.
ياران مهدي (ع) آمران بهمعروف و ناهيان از منکر
رسالت حضرت مهدي (ع) و ياران باوفايش، احياي دين خدا و اتمام رسالت انبيا و اوليا و اصلاح زمين از بدعتها و ظلمهايي است که ظالمان و فاسدان بر زمينيان تحميل کردهاند. منتظران حقيقي مهدي ميخواهند نقاب تزوير را از چهرة مزوّران برکشند و رسالتشان را در برپايي قسط و عدل ميدانند: «يملأ الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً.»
سيرة رسول گرامي اسلام و امامان معصوم (ع) مبتني بر امر به معروف و نهي از منکر بود و از بدو دوران کودکي تا واپسين لحظههاي حيات، همواره بر آن اساس رفتار کردهاند.
يعقوب سراغ خدمت امام صادق (ع) ميرسد، درحاليکه حضرت در کنار گهوارة فرزندش حضرت موسيبنجعفر ايستاده بود و با او سخن ميگفت. يعقوب ميگويد من نشستم تا امام از سخن گفتن با فرزندش فارغ شد، پس برخاستم. امام صادق (ع) به من فرمود: «نزديک سرورت بيا و او را سلام گوي». من نزديک گهواره رفتم و به کودک سلام کردم. امام موسيبنجعفر (ع) از درون گهواره با زباني فصيح و گويا، سلام را پاسخ گفت و فرمود:
برو و آن نام را که ديروز بر دخترت نهادهاي، تغير ده، زيرا آن اسم را خدا دشمن ميدارد.آنگاه امام صادق(ع) فرمود: «به دستور فرزندم عمل کن تا هدايت يابي». من نيز به دستور آن حضرت عمل کردم و نام دختر يک روزهام را تغيير دادم.
بنابراين، يکي از صفتهاي برجستة ياران حجّت، امر به معروف و نهي از منکر است. امام صادق (ع) در تفسير آية:
الّذين إن مکّنّاهم في الأرض أقاموا الصّلوة و اتوالزّکوة و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور.
ميفرمايد: براي آل محمد (ع)، مهدي و اصحاب او، خداوند متعال مشارق و مغارب زمين را به تصرف آنها درآورد و دين را آشکار سازد و خداوند متعال به وسيلة او و يارانش بدعتها و باطل را از بين ميبرد، همچنانکه سفيهان، حق را بميرانند تا جايي که اثري از ظلم ديده نشود و امر به معروف و نهي و از منکر خواهند کرد و عاقبت کارها به دست خداست.
4.
ولايتمداري اصحاب مهدي (ع)
امامت و رهبري، از ارکان دين اسلام و محور و اساس همة کارها، اعم از عبادي و غيرعبادي است. حضرت علي (ع) در اين باره ميفرمايد: و او( ابوبکر) خوب ميدانست من در گردش حکومت اسلامي، همچون محور سنگهاي آسيابم ـ که بدون آن آسياب نميچرخد.
همة اعمال فردي و اجتماعي مردم بايد تحت تأثير امامت باشد. از اين رو، ايمان به رهبري، زمينهساز رستگاري مسلمانان است. مسلمانان صدر اسلام با ايمان و اطاعت از رهبري و پيامبر، در مدتي کم از حضيض ذلت به اوج عزت رسيدند، زيرا به فرمان خدا به آنچه پيامبر ميفرمود، گردن مينهادند.
بعد از رسول خدا (ع)، پيروان آن حضرت همان عقيده و ايمان را به ائمه اطهار (ع) داشتهاند و ياران حجت (ع) نيز بيش از همه به امام زمان (ع) ارادت دارند که اين عشق و ايمان، از وجود آن حضرت سرچشمه ميگيرد.
آنان براي تبرک، دست خويش را به زين اسب امام ميکشند و بدينسان تبرک ميجويند.انسان خداجو به واسطة عشق به امام، سر از پا نميشناسد، براي اطاعت و اجراي فرمانهاي او شب و روز او را نميشناسد و در راه فرمانبرداري او مطيعتر از يک کنيز نسبت به مولايش است و در هنگام بروز خطر، براي دفاع از وجود او جانش را فدا ميکند.
5.
شجاعت ياران مهدي (ع) و آرزوي شهادت
ترس، از خصلتهاي ناپسند يک انسان، برگرفته از ضعف ايمان، سستي يقين و ناتواني نفس است.
شخصي که به رحمت الهي و پاداش روز جزا يقين ندارد، همواره در نوعي بيم و هراس بسر ميبرد. ترس از آن دارد که هر لحظه دفتر عمرش بسته شود و از اين ديار کوچ کند، اما شخص باايمان در دنيايي پر از اميد به سر ميبرد و در همه مشکلات تکيهگاهش خداست و يقين دارد که «و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين»
با چنين اعتقادي، دليلي ندارد که فرد احساس ضعف و ترس کند، بلکه ترس را عار و ننگ و نقصي براي خود ميداند و براي دوري از آن ميکوشد.
ياران مهدي که قلبشان لبريز از عشق به خدا و يقين به روز جزا و ياري پروردگار است، از هيچکس هراسي به دل ندارند.
يکي از محکهايي که خداوند با آن افراد راستگو و باايمان را از افراد دروغگو جدا ميسازد، تمناي مرگ است. هر مؤمن دلسوخته و عاشق کوي يار، قرب اليالله و همنشيني با اوليا را دوست دارد و همواره در تمناي مرگ است.
اميرالمؤمنين(ع) در وصف متقيان ميفرمايند:
اگر نبود اجلي که براي آنها نوشته شده است، براي لحظهاي ارواحشان در کالبد جانشان آرام نميگرفت، از شوق رسيدن به ثواب و ترس از عذاب الهي.
اصحاب حجت (ع) که امام خويش را با معرفت دريافتهاند، هستيشان را در وجود وي فاني ميبينند و عاشق شهادت در راه او هستند: همواره شهادت و کشته شدن در راه خدا را آرزو ميکنند و شعار آنان «يا لثارات الحسين؛ بياييد به طلب خون حسين» است. و زبان حالشان اين است:
مرگ اگر مرد است گو نزد من آي
تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ
من ز او جاني ستانم پر بها
او ز من دلقي ستاند رنگ رنگ
از ديگر صفتهاي ياوران مهدي (ع)، قلب قوي و پولادين آنهاست که از آنها در روايتهاي مختلف به پارهاي آهن ياد شده است:
در زمان ظهور حضرت مهدي (ع) پرچمهاي سياه از جانب شرق خواهد آمد که بر گرد آنها افرادي هستند با دلهايي همچون پارههاي آهن سخت و محکم.
در بسياري از روايتها قدرت ياران مهدي(ع) را برابر با چهل مرد شمردهاند که اين قدرت جسماني آنها برگرفته از ايمان راسخ به خداوند، يقين به امامت و حقانيت هدف آنهاست. ياوران مهدي(ع) با چنين توانايي جسمي و روحية عالي ميتوانند ظلم و جور را از صحنة گيتي براندازند. هر کدام از مردان و ياران مهدي(ع) داراي قدرت چهل مرد هستند. دلهاي آنها از پارههاي فولاد محکمتر است. اگر بر کوهها بگذرند، کوهها در هم فرو ميريزند. دست از شمشيرهاي خود برنميگيرند تا آنکه خداي تعالي راضي شود.
تشبيه قلبهاي آنان به پارههاي آهن يا سنگ، براي تأکيد بيشتر به استواري و شهامت آنان و نفي هر گونه ترس و وحشت از قلبها و افکارشان است. بيان امام صادق (ع) به برابري نيروي هر يک با چهل مرد، به معناي محدود کردن اين نيرو نيست، بلکه براي نشان دادن ميزان بسيار بالاي قدرت ايشان است و اشاره به اينکه هر کدام از توان و نيروي فراواني برخوردارند.
6.
ياراني بلند آوازه
از روايات به خوبي استفاده ميشود که ياران امام مهدي(ع) افرادي شناخته شده، خوشنام و حسب و نسبشان کاملاً معلوم و صاحب مناصب اجتماعي، اشراف و قضات و حکّاماند:
آنها از افراد نيکنژاد، قاضيان، فرمانروايان و فقهاي در دين هستند.
حتي بر روي سلاح آنها نام و نسب و اوصاف آنها نوشته شده است. چنانکه مولاي متقيان علي(ع) ميفرمايند:
آنها در آسمان شناخته شدهاند و در زمين [تا آمدن آن حضرت] ناشناخته ميمانند.
صادق آل محمد(ع) در تأويل و تفسير آية 148 سورة بقره ميفرمايد:اين آيه که ميفرمايد: «در هر کجا باشيد خداوند همة شما را حاضر ميکند» دربارة ناپديد شوندگان از اصحاب قائم(ع) نازل گشته است. آنان شبانگاهان از بسترهايشان ناپديد ميشوند و بامدادان در مکه خواهند بود و بعضي از آنها در روز بر ابرها حرکت ميکنند که نام آنها و نام پدرشان و خصوصيات و نسبشان معروف است.راوي ميگويد: عرض کردم: فدايت شوم، کدام يک ايمانشان قويتر است؟ حضرت فرمودند: آنکه در روز بر ابر حرکت ميکند.
7.
داراي شخصيتي بينظير
شخصيت انسان که برگرفته از مجموعة عوامل اعتقادي، اجتماعي، وراثتي و... است سبب ميگردد تا هر فردي در درجة خاصي از مکان اجتماعي و موقعيت ديني قرار گيرد و مجموعة رفتارهاي عملي انسان نيز از اين شخصيت ريشه ميگيرد.
لذا اميرمؤمنان(ع) در اشاره به شخصيت منحصر به فرد ياران حضرت مهدي(ع) ميفرمايد:
آنان به مقامي رسيدهاند که نه گذشتگان بر آنان پيشي گرفتهاند و نه آيندگان به مقام والاي آنان ميرسند.
برخي از آنان به مقامي ميرسند که با ابرهاي آسمان از مکاني به مکان ديگر سير ميکنند. بعضي ديگر زمين بسان طوماري در زير پايشان درهم پيچيده ميشود (طيّ الأرض) و آنان مسافت طولاني را در مدتي کوتاه ميپيمايند.
امام صادق(ع) نيز در مورد آنان ميفرمايند:
ياران مهدي از نقاط مختلف زمين به سوي او حرکت ميکنند و زمين زير پاي آنان درهم پيچيده ميشود.
برگرفته از ماهنامه موعود شماره 86

نام: | |
ايميل: | |