امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
فضايل امام حسين (ع )![]()
1- احترام امام على (ع ) به امام حسين (ع )
اميرالمؤ منين براى امام حسن و امام حسين که از اولاد زهرا بودند، احترام خاصى قائل بود و احترام پيغمبر و زهرا را در احترام به اينها (مى دانست )
2- تعليم وضو
حسنين (امام حسن و امام حسين عليه السلام ) در حالى که هر دو طفل بودند، به پير مردى که در حال وضو گرفتن بود برخورد مى کنند، متوجه مى شوند که وضوى او باطل است .اين دو آقا زاده که به رمم اسلام و رسول روانشناسى آگاه بودند فورا متوجه شدند که از يک طرف بايد پير مرد را آگاه کنند که وضويش باطل است و از طرف ديگر اگر مستقيما به او بگويند آقا وضوى تو باطل است ، شخصيتش جريحه دار مى شود، ناراحت مى شود، اولين عکس العملى که نشان مى دهد اين است که مى گويد: نخير:، همين طور درست است ؛ هر چه هم بگويى گوش نمى کند بنابر اين جلو رفتند و گفتند: ما هر دو مى خواهيم در حضور شما وضو بگيريم ، ببينيد کدام يک از ما بهتر وضو مى گيريم . (معمولا آدم بزرگ درباره بچه مى پذيرد) مى گويد: وضو بگيريد تا ميان شما قضاوت کنم .
امام حسن يک وضوى کامل در حضور او گرفت ، بعد هم امام حسين ، تازه پير مرد متوجه شد که وضوى خودش نادرست بوده ، بعد گفت : وضوى هر دوى شما درست است ، وضوى من خراب بود. اينطور از طرف اعتراف مى گيرند. حالا اگر در اينجا فورا مى گفتند: پير مرد! خجالت نمى کشى ؟! با اين ريش سفيدت تو هنوز وضو گرفتن را بلد نيستى ؟! مرده شور ترکيبت را ببرد، او از نماز خواندن هم بيزار مى شد.
3- ماديات فداى معنويات
قرآن درباره انصار مى فرمايد: و يؤ ثرون على انفسهم و او کان بهم خصاصه يا درباره اميرالمؤ منين (و حضرت زهرا و حسنين عليه السلام مى فرمايد): و يطعمون الطعام على حبه مسکينا و يتيما و اسيرا ايثار، فداکارى ، خود را به نحوى از انحاء فداى نوع کردن و به عبارت ديگر، نوع دوستى ، براى بشر يک ارزشى است که انسان ماديش را فداى اينها مى کند.
4- گذشت امام حسين
مردى به نام عصام بن المصطلق اهل شام ، آمد در مسجد مدينه . مردى را ديد با هيبت و جلال .نظرش را جلب کرد گفت : اين کيست آنجا نشسته ؟ معلوم مى شود شخصيتى است . يک کسى گفت : حسين بن على بن ابى طالب .
تا شنيد حسين پسر على ، گفت : قربه الى الله بروم چند تا فحش آبدار به او بگويم ! آمد و روبه روى حضرت ايستاد و با کمال و قاحت ، تا مى توانست حضرت امير و خود حضرت را سبب کرد و فحش داد که اسلام را شما خراب کرديد، شما مردى هستيد منافق ، و از اين حرفها. امام نگاهى به او کرد، در چهره اش خواند که او يک مرد اغفال شده است . همين که حرفهايش تمام شد فرمود: امن اهل الشام انت ؟ آيا تو اهل شامى ؟
گفت : بله . يک جمله بيشتر نگفت : شنشنه اعرفها من اخزم (مثل است ): مى دانم ، شامى ها اين جور هستند. بنابر اين شما در شهر ما غريب هستى ، مهمان ما هستى ، بيا برويم منزل مهمان ما باش ، تو را پذيرايى مى کنيم ، اگر آذوقه ات کم باشد آذوقه به تو مى دهيم و... خود اين مرد مى گويد: يک مرتبه حالتى به من دست داد، دوست داشتم زمين شکافته بشود به زمين فرو بروم .
5- من از حسين و حسين از من است
نشانه هايى زيادى است از محبت پيغمبر اکرم نسبت به حسين بم على عليه السلام ؛ لهذا فرمود: حسين منى و انا من حسين احب الله من احل حسينا ؛ حسين از من است و من از حسينم ؛ خدا دوست مى دارد هر کسى را که حسين من را دوست بدارد.
6- مصداق نفس مطمئنه
امام صادق عليه السلام فرمود: سوره والفجر را در نوافل و فرائض خودتان بخواهيد که سوره جدم حسين بن على است .
عرض کردند: به چه مناسبتى جر شماست ؟
فرود: آن آيات آخر سوره والفجر مصداقش حسين است ، آنجا که مى فرمايد: يا ايتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربک راضيه مرضيه ، فادخلى فى عبادى وادخلى جنتى .
7- سوره امام حسين
عجيب است ، از آياتى که راجع به مقام انسان در قرآن آمده است ، که انسان چه حدى دارد... (امام فرمود) که : سوره جر ما امام حسين (سوره والفجر) است . اتفاقا هر کسى که سوره والفجر را بشنود، ابتدا توجهش با آيات اول اين سوره جلب مى شود. مخصوصا بعد از پنج آيه کوتاه اول ، بايد گفت اين سوره ، سوره فرعون و سوره قوم عاد است ؛ زيرا مى گويد: الم بر کيف فعل ربک بعاد * ارم ذات العماد * الذى لم يخلق مثلها فى البلاد * و ثمود الذين جابوا الصخر بالواد * و فرعون ذى الوتاد الذين طغوا فى البلاد * فاکثروا فيها الفساد * فصب عليهم ربک سوط عذاب .
گفتند: چطور سوره جد شماست ؟
فرمود: آخرش را نگاه کن . البته سوره به فجر و مقام عبادت و عبادتهاى خاص آن شروع شده : والفجر * و ليال عشر * والشفع و الوتر سخن از سپيده دم است ، سخن از شبهاى دهگانه است (که راجع به اينکه کدام شبهاى دهگانه است (بحث است ؛) بالاخره شبهاى خاص بندگان خداست ) و سخن از شفع و نماز شفع است ، دو رکعت از يازده رکعت تهجر، سخن از وتر و نماز وتر است . والليل اذا يسر سوگندها به چنين چيزهايى ؛ يعنى طلوع و ابتدا و آغاز اين سوره به اين آيات است . بعد، اين آيات عاد و ثمود و فرعون مى آيد، ولى در آخر دوباره سوره به اول خودش بر مى گردد.
گفتند: چگونه اين سوره ، سوره جد شما حسين بن على عليه السلام است ؟
فرمود: آن آيه آخرش را ببينيد؛ يعنى مصداق ظاهر واضح اين آيه او بود (اين سخن را فرمود؛) امام حسين در کربلا به اين نداى الهى پاسخ مى گفت ؛ يعنى از در و ديوار صداى حقيقت بلند بود: اى حسين ! اى داراى اين آرامش و طمانينه الهى ! چون به مقام طماءنينه الهى رسيده اى ديگر هيچ چيزى تو را تکان نمى دهد هيچ ناراحتى و سخت و مصيبتى ؛ تويى آن کسى که با هه : مقام رسيده اى که خدا به تو مى گويد: ما تو را پسنديده ايم و تو ما را. تو اکنون در گروه بندگان خاص من وارد شو. حال حسين مى خواهد به گروه کدام بندگان وارد شود؟ معلوم است ، در گروه افراد مثل پيامبر و على و فاطمه ؛ والا در گروه بندگان بود و با يک گروه از بندگان در حال جنگ بود. اما بندگان من ، آنهايى که ديگر بنده هيچ چيزى نيستند وادخلى جنتى . اينجا که در اين آيه مى فرمايد: راضيه مرضيه . اينجا که در اين آيه مى فرمايد: راضيه مرضيه اين سخن خداست در اين آيه ؛ سخن خود ابا عبدالله عين همين سخن است . آخرين سخن ابا عبدالله که از وجود مقدسش شنيدند يعنى مقارن با آخرين مقاومتش ، مقارب با آن لحظه اى که ديگر مقاومتش پايان پذيرفته بود، يعنى لحظه سقوط از مرکب به روى زمين افتد، اين است ؛ اين آهنگ از زبان مبارکش شنيده مى شود که فرمود: رضى بقضائک و تسليما لامرک لا معبود سواک يا غياث المستغيثين .
8- طول حمل حسين (ع )
در حديث است (نفس المهموم ، ص 6، و بحار جلد دهم ، باب 11) که : مدت حمل سيد الشهداء عليه السلام شش ماه طول کشيد و هيچ کس شش ماهه متولد نشد.
9- آيه اى در شاءن حضرت سيد الشهداء
و وصينا الانسان بوالديه احسانا حملته امه کرها و وضعه کرها و حمله و قصاله ثلاثون شهرا حتى اذا بلغ اشده و بلغ اربعين سنه قال رب اوزعنى ان اشکر نعمتک التى انعمت على و على والذى و ان اعمل صالحا ترضاه و اصلح لى فى ذريتى اين تبت اليک و انى من المسلمين ؛ ما انسان را سفارش کرديم به نيکى نسبت به پدر و مادر. مادرش به سختى بار او را کشيد و به سختى به زمين نهاد.مدت باردارى تا جدا شدن از شير خوارگى مجموعا سى ماه بود، تا رسيد به سن چهل سالگى و گفت : پروردگارا؟ به من القا کن که نعمت تو را که به من و پدر و مادرم انعام کرده اى شکر گزارى و قدردانى کنم ، و عمل صالحى که موجب رضا و خشنودى تو باشد به جا آورم . پروردگارا! نسل مرا صالح گردان . من به سوى تو باز گشت مى کنم و از کسانى هستم که تسليم امر تو هستند.
اين آيه ، طرز فکر و انديشه يک نسل صالح را ذکر مى کند. گفته شده که اين آيه درباره حضرت سيد الشهداء عليه السلام است .
10- ارزش تربت سيد الشهداء
بعد از شهادت امام حسين عليه السلام اگر کسى بخواهد از خاک شهيد تبرک بجويد از خاک حسين بن على تهيه مى کند.
ما که مى خواهيم نماز بخوانيم ، و از طرفى سجده بر فرش و بر مطلق ماءکول و ملبوس را جايز نمى دانيم ، با خود خاکى يا سنگى بر مى داريم ، ولى پيشوايان ما به ما گفته اند به خود خاکى يا سنگى بر مى داريم ، ولى پيشوايان ما به ما گفته اند حالا که بايد بر خاک سجده کرد بهتر که آن خاک تربت شهيدان باشد، اگر بتوانيد از خاک کربلا براى خود تهيه کنيد که بوى شهيد مى دهد. يعنى تو که خدا را عبادت مى کنى سر بر روى هر خاکى بگذارى نمازت درست است ، ولى از سر بر روى آن خاکى بگذارى که تماس کوچکى ، قرابت کوچکى ، همسايگى کوچکى با شهيد دارد و بوى شهيد مى دهد اجر و ثواب تو صد برابر مى شود.
امام (صادق عليه السلام ) فرمود: سجده کنيد بر تربت جدم حسين بن على ، که نمازى که بر آن تربت مقدس سجده کرده ايد، حجابهاى هفتگانه را پاره مى کند. يعنى ارزش شهيد را درک بکن ، خاک تربت او به نماز تو ارزش مى دهد.
11- اعطاى لقب شهيد به امام حسين
در اصطلاح ، شهيد لقب مقدس امام حسين عليه السلام است و ما معمولا ايشان را به عنوان لقب شهيد مى خوانيم : الحسين الشهيد.

نام: | |
ايميل: | |