هر کس نيکو بپرسد، بداند [و] هرکس بداند، نيکو بپرسد . [امام علي عليه السلام]

آل يس

Powerd by: Parsiblog ® team.
+ حکاياتي زيبا از آيت الله بهجت(يکشنبه 21 بهمن 1386 ساعت 12:53 صبح )

1. ارزش نماز اول وقت
آقاي مصباح مي گويد: آيت الله بهجت از مرحوم آقاي قاضي (ره) نقل مي کردند که ايشان مي فرمود:
« اگر کسي نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عاليه نرسد مرا لعن کند! و يا فرمودند: به صورت من تف بيندازد. »
اول وقت سرّعظيمي است « حافظوا علي الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشيد. »
خود يک نکته اي است غير از « أقيموا الصلوة: و نماز را بپا داريد. »
و همچنين که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقيد باشد که نماز را اول وقت بخواند في حدّ نفسه آثار زيادي دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »
2 . ارزش کار خالصانه 
آقاي قدس مي گويد:
« روزي آقا در رابطه با پاداش عمل صالح اگر چه اندک باشد، فرمود:
يکي از علماي نجف روزي در مسير راهش به فقيري يک درهم صدقه داد ( البته بيشتر ازآن نداشت ) شب در خواب ديد او را به باغي مجلل و داراي قصري بسيار عالي و زيبا دعوت کرده اند که نظير آن را کسي نديده بود. پرسيد اين باغ و قصر از آن کيست؟ گفتند: ازآن شماست تعجب کرد که من در برابر اين همه تشريفات، عملي انجام نداده ام. به او گفتند: تعجب کردي؟ گفت:آري. گفتند: تعجب نکن. اين پاداش آن يک درهم شماست. که خالصانه و با حسن عمل انجام گرفته است. »
3. توجه تام به حضرت حقّ
باز مي گويد:
« روزي آقا فرمود: در نجف رسم بود که طلاب در ايام زيارتي، دسته دسته و بسياري از اوقات با پاي پياده براي زيارت عتبات عاليات مي رفتند و شب را در بين راه به جهت خواندن نماز شب توقف و هر يک در گوشه اي مشغول نماز شب مي شدند.
در يکي از سفرها آقاي روحاني پير مردي که همراه آنها بود بيشتر فاصله گرفت و مشغول نماز شب شد، ناگهان آقايان غرش و نعره شيري را از نزديک شنيدند و در صدد بر آمدند که چه بکنند. ديدند شير به سوي آن پيرمرد مي رود، گفتند: « إنا لله و إنا إليه راجعون » هيچ کاري نمي توانستند انجام بدهند، شير رفت و رفت و رفت تا چند قدمي آن آقا ايستاد، آقا هم ظاهراً در رکعت وتر بود، شير چند دقيقه کنار آقا ايستاد و آقا را نگاه مي کرد، آقا هم مانند مجسمه ايستاده بود و هيچ تکان نمي خورد، بعد از دقايقي شير حرکت کرد و رفت.
چون قدري دور شد آقايان دوان دوان به خدمت آقا رفتند و بعد از تمام شدن نماز وتر به او گفتند: آقا! از شير نترسيدي؟ شگفت اينکه پا به فرار نگذاشتي، أحسنت! عجب دل قوي و با جرئتي داري؟ آقا فرمود: بله من ترسيدم، خيلي هم ترسيدم اما ديدم با فرار کردن از چنگال او نجات نمي يابم، لذا به خود گفتم که پس چه بهتر حال که بايد طعمه شير شوم، در حال مناجات و راز و نياز با قاضي الحاجات باشم. و با اين حال خوب از دنيا بروم. »
حجة الاسلام و المسلمين آقاي تهراني يکي از شاگردان آقا جريان فوق را به صورت ذيل از آيت الله بهجت نقل ميکند:
« حضرت استاد اين قضيه را مکرر به اين صورت نقل مي فرمودند که در نجف معروف شده بود که فلان آقا از شير نمي ترسد و در بيابان شير را ديده نترسيده است.


از خود آقا در اين باره سؤال مي کنند مي فرمايد: نه، من نيز خيلي از شير مي ترسم، ولي وقتي در بيابان مشغول نماز بودم ناگهان شيري از بالاي کوه به سوي من سرازير شد، با خود گفتم: بهتر است اينک که قدرت بر رهايي از شير را ندارم فکر فرار را کنار گذارم و همچنان به نماز مشغول شوم، و چه بهتر که مرا در حال نماز بدرد، لذا از نماز دست بر نداشتم و هيچ عکس العملي از خود نشان ندادم، تا اينکه شير نزديک من آمد و ديد من کاري نمي کنم، دورادور من گشت و رفت. 
4. توجه حضرت زهرا عليها السلام به فرزندان خود
همچنين آقاي قدس مي گويد:
« روزي آقا فرمودند يکي از ثروتمندان رشت که در نجف اشرف ساکن بود دختر خود را به ازدواج يک روحاني سيد که خيلي فقير بود در آورد، از آنجايي که خانم در خانواده ثروتمند بزرگ شده بود به هيچ وجه حوصله غذا درست کردن براي آقا را نداشت. شبي حضرت فاطمه زهرا عليها السلام را در خواب ديد، حضرت به او فرمود: دخترم، چرا با پسرم خوشرفتاري نداري و براي او غذا درست نمي کني؟ وي در خواب جواب داد که من حال غذا درست کردن براي اين آقا را ندارم. حضرت اصرار کردند و او همان جمله را تکرار کرد.
تا اينکه حضرت زهرا عليها السلام فرمودند: شما فقط مواد لازم خورشت را آماده بکن و داخل قابلمه بريز و روي چراغ بگذار، لازم نيست که دستکاري کني.
در اين هنگام از خواب بيدار شد و تعجب کرد، بعد به عنوان امتحان همان کار را انجام داد، وقت ظهر يا شام وقتي سرپوش را از قابلمه برداشت ديد غذا آماده است و عطر خورشت خانه را معطر کرد. وي همواره به اين صورت غذا مي پخت و حتي روزي مهمان داشتند مهمان گفت من در طول عمرم اينطور غذا نخورده ام.
تعجب اينکه آن خانم با اينکه اين کرامت را بارها مي ديد، باز حوصله درست کردن غذا را نداشت. »
5. تهذيب نفس، شرط درک خدمت امام زمان (عج)
حجة السلام قدس مي گويد:
« روزي آقا فرمودند: در تهران استاد روحانيي بود که لُمعَتين را تدريس مي کرد، مطلع شد که گاهي از يکي از طلاب و شاگردانش که از لحاظ درس خيلي عالي نبود، کارهايي نسبتاً خارق العاده ديده و شنيده مي شود.
روزي چاقوي استاد ( در زمان گذشته وسيله نوشتن قلم ني بود، و نويسندگان چاقوي کوچک ظريفي براي درست کردن قلم به همراه داشتند ) که خيلي به آن علاقه داشت، گم مي شود و وي هر چه مي گردد آن را پيدا نمي کند و به تصور آنکه بچه هايش برداشته و از بين برده اند نسبت به بچه ها و خانواده عصباني مي شود، مدتي بدين منوال مي گذرد و چاقو پيدا نمي شود. و عصبانيت آقا نيز تمام نمي شود.
روزي آن شاگرد بعد از درس ابتداءً به استاد مي گويد:
« آقا، چاقويتان را در جيب جليقه کهنه خود گذاشته ايد و فراموش کرده ايد، بچه ها چه گناهي دارند. » آقا يادش مي آيد و تعجب مي کند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است.


از اينجا ديگر يقين مي کند که او با (اولياي خدا) سر و کار دارد، روزي به او مي گويد: بعد از درس با شما کاري دارم. چون خلوت مي شود مي گويد: آقاي عزيز، مسلم است که شما با جايي ارتباط داريد، به من بگوييد خدمت آقا امام زمان(عج) مشرف مي شويد؟
استاد اصرار مي کند و شاگرد ناچار مي شود جريان تشرف خود خدمت آقا را به او بگويد. استاد مي گويد: عزيزم، اين بار وقتي مشرف شديد، سلام بنده را برسانيد و بگوييد: اگر صلاح مي دانند چند دقيقه اي اجازه تشرف به حقير بدهند.


مدتي مي گذرد و آقاي طلبه چيزي نمي گويد و آقاي استاد هم از ترس اينکه نکند جواب، منفي باشد جرأت نمي کند از او سؤال کند ولي به جهت طولاني شدن مدت، صبر آقا تمام ميشود و روزي به وي مي گويد: آقاي عزيز، از عرض پيام من خبري نشد؟ مي بيند که وي ( به اصطلاح ) اين پا و آن پا مي کند. آقا مي گويد: عزيزم، خجالت نکش آنچه فرموده اند به حقير بگوييد چون شما قاصد پيام بودي ( و ما علي الرسول إلا البلاغ المبين )
آن طلبه با نهايت ناراحتي مي گويد آقا فرمود: لازم نيست ما چند دقيقه به شما وقت ملاقات بدهيم، شما تهذيب نفس کنيد من خودم نزد شما مي آيم. »
6. انديشه اي که بهتر از عبادت يک سال است
آقاي قدس مي گويد:
« روزي آقا مي فرمود: يکي از علماي بزرگ نجف اشرف هنگام سحر و وقت نماز شب پسر نوجوانش را که در اطاق آقا خوابيده بود صدا زد و گفت: برخيز و چند رکعت نماز شب بخوان. پسر پاسخ داد: چشم.
آقا مشغول نماز شد و چند رکعت نماز خواند. ولي آقا زاده بر نخاست. مجدداً آقا او را صدا زد که: پسرم، پا شو چند رکعت نماز بخوان. باز پسر گفت: چشم.
آقا مشغول نماز شد ولي ديد فرزندش از رختخواب بر نمي خيزد، براي بار سوم او را صدا زد. پسر گفت: حاج آقا، من دارم فکر مي کنم، همان فکري که درباره آن در روايت آمده است که: امام صادق عليه السلام مي
فرمايد:
« تفکر ساعة خير من عباده سنه: يک ساعت تفکر بهتر از يک سال عبادت است. »
آيت الله العظمي بهجت فرمودند: آقا پرخاش کرد و فرمود: ... و خود آيت الله بهجت کلمه را بر زبان جاري نکرد، ولي ما همه فهميديم که آن بزرگ مرد فرموده بود: پدر سوخته، آن فکري از عبادت يک يا شصت سال بهتر است که انسان را به خواندن نماز شب وادارد، نه اينکه انسان وقت نماز شب دراز بکشد و فکر بکند و به اين بهانه از خواندن آن شانه خالي کند. »
7. توفيق مصونيت از گناه پيش از بلوغ
نيز مي گويد:
« روزي آيت الله بهجت در رابطه با اينکه نيکان و بزرگان حتي پيش از بلوغشان هم مرتکب کارهاي ناشايست نمي شدند، فرمود: يکي از اعاظم نجف مي فرمود: من در دوران بچگي هرگاه مي خواستم کاري را که براي افراد مکلف حرام است، انجام بدهم بي درنگ مانعي پيش مي آمد و مرا از انجام دادن آن کار جلوگيري مي کرد. من در زمان کوچکي خودم کاملاً مصون و محفوظ بودم، به طور قهري نه اختياري.» 
 0010


 0011


 


 


 


 


 


» فريبا
»» نظرات ديگران ( نظر)


ليست کل يادداشت هاي وبلاگ
[27/5/1387- 12:41 ص] ميلاد باسعادت منجي عالم امام مهدي(ع) مبارک باد
[13/5/1387- 10:55 ع] وقايع بعد از ظهور امام زمان(عج)
[15/4/1387- 11:56 ع] شعري از شهيد محمد رضا آقاسي
[13/4/1387- 12:29 ص] صفات ياران حضرت مهدي(ع)
[24/3/1387- 11:27 ع] مدعيان ارتباط با امام زمان(عج) در عصر غيبت
[28/2/1387- 12:45 ص] مهدويت در اديان و ملل ديگر
[13/2/1387- 12:14 ص] وظايف منتظران حضرت مهدي(عج)
[6/2/1387- 11:29 ع] جزيره خضراء
[17/1/1387- 10:34 ع] رسالت آرماگدون
[28/10/1386- 1:20 ص] مفهوم رجعت در زمان ظهور امام زمان
[18/10/1386- 2:49 ص] اشعاري زيبا در وصف امام زمان
[آرشيو شده ها]

بازديدهاي امروز: 17  بازديد
بازديدهاي ديروز: 26  بازديد
مجموع بازديدها: 5919  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

آل يس
فريبا[24]
دانشجوي زبان فرانسه
» پيوندهاي روزانه«
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«



















» فهرست موضوعي يادداشت ها«
» آرشيو يادداشت ها«
» موضوعات وبلاگ«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: