
شعری از شهید محمد رضا آقاسی
ظهور نور
آمد گه شادمانی ای مردم
آن وعده آسمانی ای مردم
ای زنده دلان ظهور نزدیک است
هنگام ظهور نور نزدیک است
آن ماه به چاه رفته باز آید
قائم به اقامه نماز آید
او کیست همان که عدل و میزان است
کوبنده کل دین ستیزان است
او کیست همانکه سخت می تازد
تاکفر و نفاق را براندازد
ای امت سر فراز مرگ آگاه
خون خواه حسین میرسد از راه
مهدی نظری به ما عنایت کن
مارا به صراط خود هدایت کن
ای مرهم زخم بال جانبازان
در هم شکننده زبان بازان
از ذکر لب تو کام میگیرم
با یاد تو التیام می گیرم
مهدی اگر از منتظرانت بودیم
چون دیده نرگس نگرانت بودیم
با این همه رو سیاهی و سنگ دلی
ای کاش که از همسفرانت بودیم
کو سیصد و سیزده جوانمرد
تا مهدی منتظر در آید
کو دیده منتظر که مهدی
از چهره نقاب بر گشاید
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چونان نماند و چنین نیزهم نخواهد ماند
بیا سپیده صادق , بیا حضور سحر
که می چکد زغمت از دو دیده خون جگر
از آن شبی که شرار تو غمگسار من است
سپند سوخته دل نام مستعار من است
بیا که می شود از چشمت استعاره گرفت
ز آسمان نگاهت گل ستاره گرفت
بیا بیا که عقابان قفس گرفتارند
تمام آینه ها داغدار زنگارند
بیا که جهان بی تو عرصه تنفس نیست
مجال دیدن آفاق و سیر انفس نیست
حضور آب ز کام تو وام می گیرد
لب عطش ز لبت التیام می گیرد
هجوم عطر بهار از کف تو می جوشد
بیا که باغ به دست تو سبز می پوشد
دانلود تصویری این شعر برای موبایل http://www.divshare.com/download/599672-c7a

صفات یاران حضرت مهدی(ع)
1.
ایمان و اعتقاد یاوران مهدی (ع)
ایمان، از مهمترین سرمایههای انسان خداجوست. پایداری، رشادت و فداکاری مؤمن ریشه در ایمان حقیقی وی دارد. یاران راستین مهدی از مؤمنانی هستند که ایمانشان آنها را به مرحلهای رسانده که هرگونه شک و شبههای را از دلشان زدوده است. همان کسانی که به نقل از روایتهای بزرگان دین، ترنم روحبخش تلاوت قرآن و مناجات شبانه آنان، همچون صدای زنبوران عسل در هم میپیچید و از شب تا صبح به راز و نیاز با خدای خویش مشغولند. آنان کسانی هستند که خدا را با بصیرت درون شناختهاند و ایمان به خدا در اعماق جانشان نفوذ کرده است. در راه تقویت ایمان و اجرای دستورهای الهی از هیچ چیز هراس ندارند و از نکوهش هیچ سرزنشکنندهای بیم به دل راه نمیدهند. اینان مصداق این آیه قرآنی هستند که: به زودی خداوند قومی را که آنها را دوست میدارد و آنها نیز او را دوست دارند و نسبت به مؤمنان فروتن و بر کافران سرافراز و مقتدرند، به نصرت اسلام برمیانگیزد.
مؤمنان واقعی، کسانی هستند که تنها به خدا عشق میورزند و جز به خشنودی او نمیاندیشند «یحبّهم و یحبّونه»، در برابر برادران دینیشان فروتن هستند «أذلّةً علی المؤمنین»، با کافران ستمگر و کجاندیش، سرسخت، خشن و در برابرشان سرافرازند «أعزّةً علی الکافرین»، برای بسط عدل و اجرای فرمانهای الهی همواره در حال جهاد فی سبیلالله هستند «یجاهدون فی سبیلالله» و در جهت نابودی کافران و برچیدن بساط ستمگران، کوشا و از هیچ ملامتی پروا ندارند «و لا یخافون لومة لائمٍ».
2.
عبادت یاران مهدی (ع) 
آنان پارسیان شباند که تا بامدادان به ذکر و راز و نیاز و قیام و قعودند. آتش عشق به معشوق و معرفت به ذات باری تعالی، خواب را از دیدگان آنان ربوده است:
جز خم ابروی یارم، هیچ محرابی ندارم
جز غم هجران رویش من تب و تابی ندارم
گفتم اندر خواب بینم چهرة چون آفتابش
حسرت این خواب در دل ماند چون خوابی ندارم
سر نهم بر خاک کویش، جان دهم در یاد رویش
سر چه باشد، جان چه باشد، چیز نایابی ندارم
مردانی که شب هنگام زمزمة تلاوت قرآن و ذکر مناجاتشان همچون صدای زنبوران عسل در هم بپیچد و هیبت الهی، آنان را به قیام وا دارد و بامدادان سوار بر مرکبها شوند، آنان راهبان شباند و شیران روز.این همه، حاصل ایمان نهفته در قلب آنان است و هر چه درجة ایمان آنها بالا رود، اینگونه اعمال نیز در زندگیشان فزونی خواهد یافت و هیچ مانعی بر سر راه آنان نخواهد ماند. جهاد و کوشش، نه تنها آنها را از عبادت و راز و نیاز به درگاه الهی باز نمیدارد، بلکه سبب میشود تا حلاوت ایمان را بیشتر بچشند و همة کارها و رفتارهای خود را جلوة الهی دهند که چه رنگی بهتر از رنگ الهی!
3.
یاران مهدی (ع) آمران بهمعروف و ناهیان از منکر
رسالت حضرت مهدی (ع) و یاران باوفایش، احیای دین خدا و اتمام رسالت انبیا و اولیا و اصلاح زمین از بدعتها و ظلمهایی است که ظالمان و فاسدان بر زمینیان تحمیل کردهاند. منتظران حقیقی مهدی میخواهند نقاب تزویر را از چهرة مزوّران برکشند و رسالتشان را در برپایی قسط و عدل میدانند: «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً.»
سیرة رسول گرامی اسلام و امامان معصوم (ع) مبتنی بر امر به معروف و نهی از منکر بود و از بدو دوران کودکی تا واپسین لحظههای حیات، همواره بر آن اساس رفتار کردهاند.
یعقوب سراغ خدمت امام صادق (ع) میرسد، درحالیکه حضرت در کنار گهوارة فرزندش حضرت موسیبنجعفر ایستاده بود و با او سخن میگفت. یعقوب میگوید من نشستم تا امام از سخن گفتن با فرزندش فارغ شد، پس برخاستم. امام صادق (ع) به من فرمود: «نزدیک سرورت بیا و او را سلام گوی». من نزدیک گهواره رفتم و به کودک سلام کردم. امام موسیبنجعفر (ع) از درون گهواره با زبانی فصیح و گویا، سلام را پاسخ گفت و فرمود:
برو و آن نام را که دیروز بر دخترت نهادهای، تغیر ده، زیرا آن اسم را خدا دشمن میدارد.آنگاه امام صادق(ع) فرمود: «به دستور فرزندم عمل کن تا هدایت یابی». من نیز به دستور آن حضرت عمل کردم و نام دختر یک روزهام را تغییر دادم.
بنابراین، یکی از صفتهای برجستة یاران حجّت، امر به معروف و نهی از منکر است. امام صادق (ع) در تفسیر آیة:
الّذین إن مکّنّاهم فی الأرض أقاموا الصّلوة و اتوالزّکوة و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور.
میفرماید: برای آل محمد (ع)، مهدی و اصحاب او، خداوند متعال مشارق و مغارب زمین را به تصرف آنها درآورد و دین را آشکار سازد و خداوند متعال به وسیلة او و یارانش بدعتها و باطل را از بین میبرد، همچنانکه سفیهان، حق را بمیرانند تا جایی که اثری از ظلم دیده نشود و امر به معروف و نهی و از منکر خواهند کرد و عاقبت کارها به دست خداست.
4.
ولایتمداری اصحاب مهدی (ع)
امامت و رهبری، از ارکان دین اسلام و محور و اساس همة کارها، اعم از عبادی و غیرعبادی است. حضرت علی (ع) در این باره میفرماید: و او( ابوبکر) خوب میدانست من در گردش حکومت اسلامی، همچون محور سنگهای آسیابم ـ که بدون آن آسیاب نمیچرخد.
همة اعمال فردی و اجتماعی مردم باید تحت تأثیر امامت باشد. از این رو، ایمان به رهبری، زمینهساز رستگاری مسلمانان است. مسلمانان صدر اسلام با ایمان و اطاعت از رهبری و پیامبر، در مدتی کم از حضیض ذلت به اوج عزت رسیدند، زیرا به فرمان خدا به آنچه پیامبر میفرمود، گردن مینهادند.
بعد از رسول خدا (ع)، پیروان آن حضرت همان عقیده و ایمان را به ائمه اطهار (ع) داشتهاند و یاران حجت (ع) نیز بیش از همه به امام زمان (ع) ارادت دارند که این عشق و ایمان، از وجود آن حضرت سرچشمه میگیرد.
آنان برای تبرک، دست خویش را به زین اسب امام میکشند و بدینسان تبرک میجویند.انسان خداجو به واسطة عشق به امام، سر از پا نمیشناسد، برای اطاعت و اجرای فرمانهای او شب و روز او را نمیشناسد و در راه فرمانبرداری او مطیعتر از یک کنیز نسبت به مولایش است و در هنگام بروز خطر، برای دفاع از وجود او جانش را فدا میکند.
5.
شجاعت یاران مهدی (ع) و آرزوی شهادت
ترس، از خصلتهای ناپسند یک انسان، برگرفته از ضعف ایمان، سستی یقین و ناتوانی نفس است.
شخصی که به رحمت الهی و پاداش روز جزا یقین ندارد، همواره در نوعی بیم و هراس بسر میبرد. ترس از آن دارد که هر لحظه دفتر عمرش بسته شود و از این دیار کوچ کند، اما شخص باایمان در دنیایی پر از امید به سر میبرد و در همه مشکلات تکیهگاهش خداست و یقین دارد که «و لله العزة و لرسوله و للمؤمنین»
با چنین اعتقادی، دلیلی ندارد که فرد احساس ضعف و ترس کند، بلکه ترس را عار و ننگ و نقصی برای خود میداند و برای دوری از آن میکوشد.
یاران مهدی که قلبشان لبریز از عشق به خدا و یقین به روز جزا و یاری پروردگار است، از هیچکس هراسی به دل ندارند.
یکی از محکهایی که خداوند با آن افراد راستگو و باایمان را از افراد دروغگو جدا میسازد، تمنای مرگ است. هر مؤمن دلسوخته و عاشق کوی یار، قرب الیالله و همنشینی با اولیا را دوست دارد و همواره در تمنای مرگ است.
امیرالمؤمنین(ع) در وصف متقیان میفرمایند:
اگر نبود اجلی که برای آنها نوشته شده است، برای لحظهای ارواحشان در کالبد جانشان آرام نمیگرفت، از شوق رسیدن به ثواب و ترس از عذاب الهی.
اصحاب حجت (ع) که امام خویش را با معرفت دریافتهاند، هستیشان را در وجود وی فانی میبینند و عاشق شهادت در راه او هستند: همواره شهادت و کشته شدن در راه خدا را آرزو میکنند و شعار آنان «یا لثارات الحسین؛ بیایید به طلب خون حسین» است. و زبان حالشان این است:
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من ز او جانی ستانم پر بها
او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ
از دیگر صفتهای یاوران مهدی (ع)، قلب قوی و پولادین آنهاست که از آنها در روایتهای مختلف به پارهای آهن یاد شده است:
در زمان ظهور حضرت مهدی (ع) پرچمهای سیاه از جانب شرق خواهد آمد که بر گرد آنها افرادی هستند با دلهایی همچون پارههای آهن سخت و محکم.
در بسیاری از روایتها قدرت یاران مهدی(ع) را برابر با چهل مرد شمردهاند که این قدرت جسمانی آنها برگرفته از ایمان راسخ به خداوند، یقین به امامت و حقانیت هدف آنهاست. یاوران مهدی(ع) با چنین توانایی جسمی و روحیة عالی میتوانند ظلم و جور را از صحنة گیتی براندازند. هر کدام از مردان و یاران مهدی(ع) دارای قدرت چهل مرد هستند. دلهای آنها از پارههای فولاد محکمتر است. اگر بر کوهها بگذرند، کوهها در هم فرو میریزند. دست از شمشیرهای خود برنمیگیرند تا آنکه خدای تعالی راضی شود.
تشبیه قلبهای آنان به پارههای آهن یا سنگ، برای تأکید بیشتر به استواری و شهامت آنان و نفی هر گونه ترس و وحشت از قلبها و افکارشان است. بیان امام صادق (ع) به برابری نیروی هر یک با چهل مرد، به معنای محدود کردن این نیرو نیست، بلکه برای نشان دادن میزان بسیار بالای قدرت ایشان است و اشاره به اینکه هر کدام از توان و نیروی فراوانی برخوردارند.
6.
یارانی بلند آوازه
از روایات به خوبی استفاده میشود که یاران امام مهدی(ع) افرادی شناخته شده، خوشنام و حسب و نسبشان کاملاً معلوم و صاحب مناصب اجتماعی، اشراف و قضات و حکّاماند:
آنها از افراد نیکنژاد، قاضیان، فرمانروایان و فقهای در دین هستند.
حتی بر روی سلاح آنها نام و نسب و اوصاف آنها نوشته شده است. چنانکه مولای متقیان علی(ع) میفرمایند:
آنها در آسمان شناخته شدهاند و در زمین [تا آمدن آن حضرت] ناشناخته میمانند.
صادق آل محمد(ع) در تأویل و تفسیر آیة 148 سورة بقره میفرماید:این آیه که میفرماید: «در هر کجا باشید خداوند همة شما را حاضر میکند» دربارة ناپدید شوندگان از اصحاب قائم(ع) نازل گشته است. آنان شبانگاهان از بسترهایشان ناپدید میشوند و بامدادان در مکه خواهند بود و بعضی از آنها در روز بر ابرها حرکت میکنند که نام آنها و نام پدرشان و خصوصیات و نسبشان معروف است.راوی میگوید: عرض کردم: فدایت شوم، کدام یک ایمانشان قویتر است؟ حضرت فرمودند: آنکه در روز بر ابر حرکت میکند.
7.
دارای شخصیتی بینظیر
شخصیت انسان که برگرفته از مجموعة عوامل اعتقادی، اجتماعی، وراثتی و... است سبب میگردد تا هر فردی در درجة خاصی از مکان اجتماعی و موقعیت دینی قرار گیرد و مجموعة رفتارهای عملی انسان نیز از این شخصیت ریشه میگیرد.
لذا امیرمؤمنان(ع) در اشاره به شخصیت منحصر به فرد یاران حضرت مهدی(ع) میفرماید:
آنان به مقامی رسیدهاند که نه گذشتگان بر آنان پیشی گرفتهاند و نه آیندگان به مقام والای آنان میرسند.
برخی از آنان به مقامی میرسند که با ابرهای آسمان از مکانی به مکان دیگر سیر میکنند. بعضی دیگر زمین بسان طوماری در زیر پایشان درهم پیچیده میشود (طیّ الأرض) و آنان مسافت طولانی را در مدتی کوتاه میپیمایند.
امام صادق(ع) نیز در مورد آنان میفرمایند:
یاران مهدی از نقاط مختلف زمین به سوی او حرکت میکنند و زمین زیر پای آنان درهم پیچیده میشود.
برگرفته از ماهنامه موعود شماره 86

مدعیان ارتباط با امام زمان(عج) در عصر غیبت
مدعی اول
یک مدعی دروغین ارتباط با امام زمان که با ادعای جمجمه بینی دست به کلاهبرداری 800میلیون تومانی در اصفهان زد توسط ماموران دستگیر شد.مردان و زنان در خانه ای مجلل در اصفهان منتظر ورود مردی بودند که می توانست به آنها بگوید تاکنون چه گناه بزرگی انجام داده اند و جمجمه شان به کدام حیوان شبیه است تا با ارتباطات خاص خود برای آنها طلب آمرزش کند.مردی با لباس سفید و چهره آرایش شده ای که زیر نور لامپ ها نورانی به نظر می رسد وارد می شود و از ارتباطاتش با امام زمان و بزرگان دینی می گوید وقتی مقابل هر یک از افراد قرار می گیرد آنها را شبیه به یک حیوان می خواند مردم از شنیدن اینکه این مرد تصاویر آنها را به شکل حیواناتی مثل گرگ و خوک می بیند وحشت زده شده اند برای اینکه گناهانشان آمرزیده شود و به شکل انسان در قیامت حاضر شوند حاضر به پرداخت مبالغی هنگفت می شوند حتی زنان و دختران جوان طلاهای خود را در اختیار این مرد قرار می دهند تا او وساطت آنها را بکند.
مدعی دوم
دادستان قم از دستگیری مرد شیادی خبر داد که خودش را امام سیزدهم می خواند و از فوت امام زمان خبر می داد.
این مدعی امامت به مریدانش گفته بود که به زودی حکومت ایران به دست آمریکا و جرج بوش ساقط شده و زمینه حاکمیت او و مریدانش پیدا می شود به همین خاطر آنها باید آماده قیام باشند تا مسئولان جمهوری اسلامی را به قتل برسانند.این فرد به نام قربانعلی ابتدا مدعی شده که سید حسنی است و دوستش علیرضا برای جلب مریدان سید حسنی فعالیت می کرد.
مدتی بعد علیرضا مدعی می شود که قربانعلی امام سیزدهم بوده و در غیبت به سر می برد و او امام چهاردهم است! او مدعی می شود که امام زمان فوت کرده و در جمکران مدفون است و همه باید مثل او و مریدانش به سوی جمکران نماز بخوانند چون این مسجد همان مکه موعود است.این مدعی امامت مدرک ششم ابتدایی دارد و با مطالعه ترجمه برخی کتاب ها توانسته اندکی اطلاعات مذهبی پیدا کند.
مدعی سوم
مردی بعد از چندین سال ادعای ارتباط با امام زمان به تدریج ادعا کرده که خودش امام زمان است!
این فرد با حفر گودالی در زیر اتاق منزلش و با مخفی شدن در داخل گودال از طریق همسر و برادر همسرش به مریدانش اعلام می کرد که آقا برای زیارت طی الارض کرده است و مریدان وی با مراجعه به داخل اتاق و ندیدن وی این ادعا را باور می کردند.
این مدعی سال گذشته در حالی که با مریدان خود با پای پیاده به جمکران می رفت در کنار پل ورودی جاده جمکران مخفی شد و سپس همسر و برادر همسر وی مدعی غیبت صغرای او از چشم مریدان شدند و او به مدت یک سال در منزلش مخفی شد.این فرد که به ظاهر دچار روان پریشی است توانسته بود تعدادی از افراد را به حلقه مریدان خود وارد کند.اما بعد از دستگیری وی به همراه مریدان اصلی اش و حبس آنان در زیرزمین ساختمانی در قم مریدان این فرد از او می خواهند با استفاده از قدرت امامت خود برای آزادی آنان کمک کند اما با ناتوانی او برای کمک به مریدانش آنان متوجه اشتباه خود شده و او را رها می کنند.
مدعی چهارم
خانمی که در جنوب تهران زندگی می کند و طبقه اول منزل خود را به برگزاری جلسات بانوان اختصاص داده است مدعی شده جمکران جایگاه دوستداران واقعی آقا نیست و ایشان به او دستور داده اند تا در شازند اراک حسینیه ای برایشان بسازد.
این خانم بدعت ها و اعمال عجیبی هنگام اقامه نماز انجام می دهد در یکی از این عمل ها وی در مراسم شب های چهارشنبه و حین اقامه نماز امام زمان هنگام قرائت آیه (ایاک نعبد و ایاک نستعین) به حالت سماع می چرخد و این حرکت را تا قرائت صد بار تکرار می کند و مدعی است که ماموران فرستاده امام زمان او را هنگام قرائت این آیه می چرخانند!
برگرفته از مجله همشهری جوان شماره 131 

مهدی (علیه السلام) در عهد عتیق:
در 35 بخش از مزامیر 150 گانه نیز ظهور منجی موجود است (زبور وداوود): زیرا که شـریران مـنقطع خواهنـد شد، و اما منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد. هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود و ...(کتاب فرامیر, فرمور, بعد 37, 90, 12) در کـتاب اشعیا, نبی: و نهالی از تنه لیی بیرون آمده, شاخهای از ریشههایش خواهند شگفت و روح خدا بر او قرار خواهند گرفت و ... مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد کرد. (فصل 11- بندهای 1- 10). و در این کتاب شرح مختصری است بر احولات ظهور: گرگ با بره سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم و طفل کوچک آنها را خواهد راند... و در تمام کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند کرد، زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد و بر این انتظار الهی تاکید میکند: اثر چه تاخیر نماید برایش منتظر باش، زیرا که البته خواهند آمد و درنگ نخواهد کرد (کتاب مقوی نبی فصل 2 بندهای 1-10).
مهدی (علیه السلام) در عهد جدید (اناجیل و ملحقات ):
در اناجیل مختلف سخن درباره او آمده است: همچنانکه برق از شرق ساطع شده تا مغرب ظاهر میشود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد ... و آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد. و در آن وقت جمیع طوائف زمین سینه زنی کنند و پسر انسان را ببنید که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال می آید... (انجیل متی فصل 24 بندهای 27 و 30).و همین انجیل درباره انتظار سخن میراند: لهذا شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید، پسر انسان میآید (فصل 24 بند 37 و 45).
و انجیل مرقس درباره وظایف منتظران میگوید: ولی آن روز و ساعت را غیر از پدر، هیچکس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم، پس برخود و بیدار شده، دعا کنید، زیرا نمی دانید که آن وقت کی می شود (انجیل مرقس, فصل 14 بندهای 26, 27، 31 و 33).نکته جالب درباره اناجیل: کلمه پسر انسان مطابق نوشته ماکس آمریکائی در کتاب قاموس کتاب مقدس، 80 بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) تکرار شده که فقط 30 مورد آن با عیسی (علیه السلام) مسیح قابل تطبیق است و 50 مورد دیگر توضیحاتی درباره منجی است که در آخر الزمان ظهور خواهد کرد و عیسی (علیه السلام) با او خواهد آمد و او را جلال خواهد داد و از ساعات و روز ظهور او جز حضرت پروردگار کسی اطلاعی ندارد.
مهدی (علیه السلام) در کتب مقدسه هندیان:
تذکر نکتهای ضروری به نظر میرسد: از منظر تشیع این کتب، کتابهای آسمانی به حساب نمیآیند بلکه اقتباساتی از کتب آسمانی گذشته, هستند و بر پا خواسته از سرشت انسانهای پاک میباشند و این پیشگوئیها باید منحصراً از منابع وحی باشند.
در کتاب باسک از کتب مقدسه هندیان چنین آمده: دو دنیا تمام شود به پادشاهی عادلی در آخر زمان که پیشوای ملائک و پریان و آدمیان باشد و حق و راستی با او باشد و آنچه در دریاها و زمینها و از آسمانها پنهان باشد همه را بدست آورد و در کتاب شاکمونی از کتب معتبر و مقدس چینیان آمده است: پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سید خلائق و در دو جهان کشن (در لغت هندی اسم پیامبر اسلام است) تمام شود و کسی باشد که برکوههای مشرق و مغرب عالم حکم براند و فرمان کند و بر ابرها سوار شود و در کتاب وشن حوک درباره عاقبت جهان میخوانیم: سرانجام دنیا به کسی برگردد که خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد. در کتب دیگر هندیان از جمله دارتک دیده با تکیل شابو سرگان جلوهایی از این موعود جهانی را میبینیم.
مهدی (علیه السلام) در منابع زردشتیان:
در کتاب زند از کتب مقدسه زردشتیان درباره عاقبت جهان به این صورت بحث شده است: آنگاه از طرف اهورا افراد به ایزدان یاری میرسد, پیروزی بزرگ از آن ایزدان میشود و اهریمنان را منقرض میسازند. بعد از پیروزی ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان, به سعادت اصلی خود رسیده، بنی آدم بر تخت نیکبختی خواهند نشست.در کتاب جاماسب نامه از تحریرات جاماست (از بزرگان دین زردشت) این چنین خصوصیات را شرح میدهد: مردی بیرون آید از زمین تا زمان، از فرزندان هاشم, مردی بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق و بر دین جد خویش باشد، با سپاه بسیار روی به ایران مهد آبادنی و زمین را پر از عدل و داد کند.
و جای دیگر گوید: از فرزندان پیامبر (آخرین) شخصی در مکه پدیدار خواهد شد که جانشین آن پیامبر است و پیرو دین جد خود می باشد از عدل او گرگ با میش آب میخورد و همه جهان به آئین مهرآزمای (محمد) خواهند گروید. قسمتهای دیگری از پیشگوئیهای زردشت از بهمن پشت به تفصیل آمده است.
در کتاب زند و هوهومن لیسن از ظهور سوشیانس (نجات دهنده بزرگ جهان) خبر داده است: نشانههای شگفت انگیزی در آسمان پدید آید که به ظهور منجی دلالت میکند و فرشتگان از شرق و غرب به فرمان او فرستاده میشوند و به همه دنیا پیام میفرستد.
اعتقاد به ظهور سوشیانس در میان ملت ایران، باستان آن قدر ریشهدار است که در جنگ قادسیه پس از شکستهای پی درپی ایرانیان یزدگرد سوم, رو به کاخ پرشکوه مدائن میکند و میگوید: درود بر تو باد من اکنون از تو روی بر میتابم تا آنگاه که با یکی از فرزندان خود که هنوز زمان ظهور آن فرا نرسیده است بسوی تو باز گردم (جاماسب نامه صفحه 121 و 122) که البته در عقیده تشیع مهدی (علیه السلام) موعود فرزند دختری یزگرد سوم هم به حساب میآید. زیرا که دختر یزدگرد سوم همسر امام سوم شیعیان (امام حسین(علیه السلام)) و حسین (علیه السلام) نیز جد نهم مهدی(علیه السلام) موعود است.
مهدی (علیه السلام) در ملل مختلف:
1- ایرانیان باستان معتقد بودند که گرزا سپه قهرمان تاریخی آنان زنده است و صد هزار فرشته او را پاسبانی میکنند تا روزی قیام کند و جهان را اصلاح کند.
2- نژاد اسلام بر این عقیده است که از مشرق زمین یک نفر برخیزد و تمام قبائل اسلام را متحد سازد و آنها را بر دنیا مسلط سازد.
3- نژاد ژرمن معتقد بود که یک نفر فاتح از طرف آنان قیام نماید و ژرمن را بر دنیا حاکم کند.
4- اهالی سربستان انتظار ظهور مارکوکرالیویچ را داشتند. 5- یهودیان معتقدند که در آخر الزمان ماشیع (مهدی بزرگ) ظهور میکند و ابد الابد در جهان حکومت میکند ولی او را از اولاد اسحاق میدانند در صورتیکه به وضوح بیان میدارد که او از اولاد اسماعیل است.
5- مردم اسکاندیناوی معتقدند که برای مردم بلاهائی میرسد. جنگهای جهانی اقوام را نابود میسازند. آنگاه اودین یا نیروی الهی ظهور کرده و بر همه چیره میشود.
6- یونانیان گویند کایوبرگ نجات دهنده بزرگ ظهور کرده و جهان را نجات خواهد داد.
7- اقوام آمریکای مرکزی معتقدند که کوتزلکومل نجات بخش جهان پس از بروز حوادثی در جهان پیروز خواهد شد.
8- چینىها نجات جهان را بدست فردی به نام کرشنا میدانند.
9- اقوام اروپای مرکزی در انتظار ظهور بوخس میباشند.
برگرفته از www.mahdiehtehran.ir

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
1-تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگیهای آن جناب
2- رعایت ادب نسبت به یاد او
3- محبت خاص نسبت به آن حضرت
4- محبوب نمودن او در میان مردم
5- انتظار فرج و ظهور آن حضرت
6- اظهار اشتیاق به دیدار آن حضرت
7- ذکر مناقب و فضایل آن حضرت
8- اندوهگین بودن مومن از فراق آن حضرت
9- حضور در مجالس فضایل و مناقب آن حضرت
10- تشکیل مجالس ذکر مناقب و فضایل آن حضرت
11و12- سرودن و خواندن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت
13- قیام،هنگام یاد شدن نام یا القاب آن حضرت
14و15و16- گریستن و گریاندن وخود را به گریه کنندگان شبیه نمودن بر فراق آن حضرت
17- درخواست معرفت امام عصر از خداوند
18- تداوم درخواست معرفت آن حضرت
19- مداوت به خواندن دعای غریق
20- دعا در زمان غیبت آن حضرت
21- شناختن علامتهای ظهور آن حضرت
22- تسلیم بودن و عجله نکردن
23- صدقه دادن به قصه سلامتی آن حضرت
24- صدقه دادن به نیابت آن حضرت
25و26- حج رفتن به نیابت از آن حضرت و فرستادن نایب از طرف آن جناب
27و28- طواف بیت الحرام به نیابت از امام و نایب ساختن دیگری تا از طرف ایشان طواف نماید
29- زیارت مشاهد رسول خدا و ائمه به نیابت از مولایمان
30- استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت
31- سعی در خدمت کردن به آن حضرت
32- اهتمام ورزیدن به یاری آن جناب
33- تصمیم قلبی بر یاری کردن آن جناب در زمان حضرت و ظهور او
34- تجدید بیعت با آن حضرت بعد از فرائض همه روزه و هر جمعه
35- صله آن حضرت به وسیله مال
36- صله شیعیان و دوستان صالح امام به وسیله مال
37- خوشحال کردن مومنین
38- خیرخواهی برای آن حضرت
39- زیارت کردن آن حضرت
40- دیدار مومنین صالح و سلام کردن بر آنان
41- درود فرستادن بر آن حضرت
42- هدیه کردن ثواب نماز به آن جناب
43- هدیه نماز مخصوص
44- نماز هدیه به آن حضرت به گونه مخصوص و در وقت معین
45- اهدا قرائت قرآن به آن حضرت
46- توسل و طلب شفاعت نزد خداوند به وسیله آن حضرت
47- دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت بر آن حضرت
48- دعوت کردن مردم به آن حضرت
49-رعایت حقوق آن حضرت و مواظبت بر ادای آنها ورعایت وظایف نسبت به آن بزرگوار
50- خشوع دل هنگام یاد آن حضرت
51- عالم باید علمش را آشکار سازد
52-تقیه کردن از اشرار و مخفی داشتن راز از اغیار
53- صبر کردن بر اذیت و تکذیب و سایر محنتها
54- درخواست صبر از خدای تعالی
55- سفارش یکدیگر به صبر در زمان غیبت حضرت قائم
56- پرهیز از مجالسی که نام آن حضرت در آنها مورد تمسخر باشد
57- تظاهر با ستمگران و اهل باطل
58- ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن
59- تهذیب نفس
60- اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت
61- موفق شدن بر توبه واقعی و بازگرداندن حقوق به صاحبان آنها
62و63- پیوسته به یاد آن حضرت بودن و به آدابش عمل کردن
64- دعا به درگاه الهی برای جلوگیری از نسیان یاد آن حضرت
65- اینکه بدنت نسبت به آن جناب خاشع باشد
66- مقدم داشتن خواسته آن حضرت برخواسته خود
67- احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرت
68- بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت زینت یافته اند
69و70- وقت ظهور را تعیین نکردن وتکذیب وقتگذاران
71- تکذیب مدعیان نیابت خاصه از آن حضرت در زمان غیبت کبری
72- درخواست دیدار آن حضرت با عافیت و ایمان
73- اقتدا و تاسی جستن به اخلاق و اعمال آن حضرت
74- حفظ زبان از غیر یاد خداوند ومانند آن
75- نماز آن حضرت
76- گریستن در معصیت مولایمان حضرت امام حسین
77- زیارت قبر مولایمان امام حسین
78- بسیار لعنت کردن بر بنی امیه در آشکار و پنهان
79- اهتمام در ادای حقوق برادران دینی
80- مهیا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن جناب
برگرفته از کتاب گرانسنگ "مکیال المکارم" تالیف مرحوم آیت الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی (جلداول)

محل زندگى آن حضرت تعیین نشده است، و شاید مسکن معینى نداشته باشد و به طور ناشناس در بین مردم زندگى کند، شاید هم نقاط دور افتاده اى را براى زندگى انتخاب کرده باشد. در احادیث وارد شده است که در موسم حج حاضر مى شود و اعمال حج را به جا مى آورد، او مردم را مى شناسد اما مردم او را نمى شناسند.
( [1]- بحارالانوار، ج 52، ص 152، به نقل از دادگستر جهان.) اما در مورد «جزیره ى خضرا» مطالب زیادى نقل شده است و در بین علماى بزرگ و صاحب نظر در این مسأله اختلافاتى وجود دارد. نتیجه ى جمع بندى ها این مى شود که این مسأله مورد اتفاق همه نیست، زیرا طبق حکایت جزیره ى خضرا ـ که از فردى به نام على بن فاضل مازندرانى نقل شده است ـ امام زمان (علیه السلام)اولادى دارند که در جزایر دریاى سفید (بحر الابیض) زندگى مى کنند و با سید شمس الدین که خود را از فرزندان امام (علیه السلام)معرفى مى کند دیدار مى نماید و ... اصل این حکایت در بحارالانوار، ج 52، ص 159 تا 174 آمده است. در هر حال دسته اى از علما آن حکایت را صحیح و معتبر دانسته، و عده اى دیگر آن را مجعول و خالى از حقیقت مى دانند و هر دسته براى ادعاى خود دلایلى ذکر مى کنند; عمده ى دلایل مخالفین آن است که اولا: این حکایت سند صحیحى ندارد لذا نمى توان آن را پذیرفت. ثانیاً: در متن حکایت تناقضاتى به چشم مى خورد از جمله این که فردى به نام سید شمس الدین خود را نایب خاص امام زمان (علیه السلام) معرفى مى کند و مى گوید: من آن حضرت را اصلا ندیده ام، بعد در جاى دیگر خود سید شمس الدین مى گوید: من هر روز صبح جمعه براى زیارت امام زمان (علیه السلام) به آن کوه مى روم ... ثالثاً: در حکایت مزبور ادعا مى شود که در قرآن تحریفاتى واقع شده است، که این حرف با اصول اعتقادى اغلب مسلمانان بویژه شیعیان همخوانى ندارد. رابعاً: در لابه لاى مباحث این حکایت احکامى ذکر شده است که با اعتقادات و احکام فقهى فقهاى شیعه مخالفت دارد. به عنوان مثال: در طى این حکایت خمس مباح دانسته شده است یعنى پرداخت خمس براى شیعیان لازم نیست، در حالى که کسى این مطلب را بیان نمى کند و ... از طرف دیگر کسانى هم خواسته اند جزیره ى خضرا را همان مثلث برمودا معرفى کنند که این موضوع با حوادثى که بعدها رخ داده تکذیب شده است. در این باره کتاب هاى مفیدى تنظیم و منتشر شده است که به نقد و بررسى این مسأله پرداخته اند. به عنوان مثال مى توان به کتاب
«جزیره ى خضرا، افسانه یا حقیقت» نوشته ى سید جعفر مرتضى عاملى، ترجمه ى ابوالفضل طریقه دار، و یا به کتاب «جزیره خضراء» تألیف علی اکبر مهدیپور مراجعه نمود.
بسم الله الرحمن الرحیم
آرماگدون واژه ای عبری و به معنای تپه شریفان است و آن تپه بزرگی می باشد که در شمال فلسطین واقع شده است. اعضای جنبش تدبیری ایمان دارند که وظیفه مهم آنان فراهم کردن مقدمات ظهور حضرت مسیح علیه السلام است. لذا برای نیل بدین مقصود، تضعیف نظامی اعراب (مسلمانان) و حمایت مالی، سیاسی و نظامی، تقویت فن آوری هسته ای اسرائیل را از جمله وظایف خود می دانند. اعضای این جنبش معتقدند حق الهی، قانونی و تاریخی یهودیان است که به سرزمین فلسطین بازگردند و خداوند با ملت هایی که با اسرائیل همکاری کنند کمک خواهد کرد. لذا مواجهه و رویارویی با اسرائیل یعنی مقابله با خدا، و این مفهوم همان سخنانی است که «روهر حسیون» سناتور کنگره آمریکا در سال 1981 در نشست صهیونیست ها اظهار داشت: آمریکا به این خاطر با برکت است که ما یهودیان پناهنده به کشورمان را پذیرفتیم و به آنان احترام می گذاریم و از اسرائیل دفاع می کنیم زیرا ما به حق اسرائیل در سرزمین (فلسطین) اعتراف کردیم. اکنون این اعتقادات در نظر مردم آمریکا مخصوصاً راستگرایان دینی آنها تقویت شده است. مثلاً خانم «کریس هالسل» نویسنده کاتولیک آمریکایی در کتاب «پیشگویی و سیاست» نوشته است:
اسرائیل بر کشورهای عربی همجوار خود پی در پی پیروز می شود و اوج این پیروزی ها حمله به جنوب لبنان است. در یک نظر سنجی که مؤسسه «پتکیلوفینش» در سال 1984 انجام داده مشخص شده است 39 درصد مردم آمریکا ایمان دارند که جهان با سلاح های آتشین نابود خواهد شد.
حامیان یهود که در شبکه های تلویزیونی کار می کنند در حقیقت نمایندگان صهیونیسم مسیحی هستند که توانستهاند از طریق فعالیت خود که بزرگ ترین و مهم ترین جنبش نصرانی در تاریخ مسیحیت (آمریکا) به شمار می رود ساختاری تحت عنوان (کمربند تورات) در سراسر ایالت های جنوبی و مرکزی آمریکا ایجاد کنند، در این مناطق گروههای گسترده ای از مسیحیان تند رو و مؤمن به پیشگویی آرماگدون (هرمجدون) یا پایان جهان یا ظهور حضرت مسیح علیه السلام سکونت دارند. آنان معتقدند حضرت مسیح علیه السلام جهان را از شر و گناه نجات خواهد داد. البته پیش از ظهور حضرت مسیح علیه السلام جنگ هسته ای شعله ور خواهد شد به طوری که در جریان آن، 3 میلیارد انسان جان خود را از دست خواهند داد، با این وجود باید گفت صهیونیسم مسیحی بیش از 1200 جنبش افراطی مذهبی آماده ساخته که اعضای آنها به پیشگویی های مرتبط با جنگ آرماگدون (هرمجدون) ایمان دارند، این جنبش ها فیلم هایی سیاسی بر اساس محورهای دینی ساخته اند( به طوری که این فیلمها رایگان پخش می شوند) این فیلم ها بر محور حمایت از اسرائیل قبل از ظهور حضرت مسیح علیه السلام دور می زند مثل فیلم «اسرائیل کلید نجات آمریکا» و «قدس »
شاید اندیشه ظهور حضرت مسیح علیه السلام و ارتباط آن با جنگ آرماگدون (هرمجدون) برخی گروهها را به این سمت و سو سوق داد که برای تعجیل در ظهور حضرت مسیح علیهالسلام و برپایی رستاخیز دست به عملیات خودکشی دسته جمعی بزنند. از جمله این گروهها می توان به «کوکلس کلان» نژاد پرستان، نازی های جدید، کله پوستی ها، گروه «دان کورش» که در چند سال قبل در شهر «اکو» واقع در ایالت «تکزاس» به دستور رهبر خود (کورش) دست به خودکشی دسته جمعی زدند. همچنین کشیش «جونز» و پیروانش در ایالت «ویرجینیا» بخاطر شتاب در پایان جهان دست به خود کشی زدند.
نکته ظریفی که در اینجا وجود دارد آن است که حمایت همه جانبه مسیحیان راستگرای آمریکایی از اسرائیل به معنای ایمان داشتن آنان به آئین یهودیت و احساس دوستی و مهربانی با ایشان نیست، راستگرایان مذهبی آمریکا معتقدند حضرت مسیح علیه السلام تمام یهودیانی را که به وی ایمان نیاورند خواهد کشت، راستگرایان مسیحی بدین خاطر از رژیم صهیونیستی حمایت می کنند که آن را وسیله ای برای تحقق پیشگویی ها می دانند. لذا عجیب نیست رهبران یهود، در آمریکا و رژیم صهیونیستی از ایمان به این پیشگویی ها نهایت استفاده را ببرند، یهودیان به اشکال مختلف از حمایت و تأیید آمریکا در زمینه های سیاسی و اقتصادی به طور نامحدود برخوردارند. از آن جمله می توان به سفرهای گردشگران آمریکایی به اسرائیل، جمع آوری کمک های مالی و سیاسی دولت واشنگتن اشاره کرد.
رجعت در فرهنگ شیعه
رجعت در لغت به معنى بازگشت است، و مقصود از آن در فرهنگ شیعه، بازگشت گروهى ازامت اسلامى پس از ظهور حضرت مهدى ـ عجل الله فرجه الشریف ـ و قبل از برپایى قیامت به دنیاست . گواه روشن بر وجود رجعت، پیش از هر چیز قرآن کریم است
که در آیه 84 سوره نمل می فرماید : و یوم نحشر من کل أمة فوجا ممن یکذب بآیاتنا فهم یوزعون
و در آیه 87 مى فرماید: و یوم ینفخ فى الصور ففزع من فى السموات و من فى الأرض الا من شاء الله و کل اتوه داخرین
چنانکه می بینیم، آیات فوق از دو روز سخن گفته و «یوم» دوم را بر «یوم» نخست عطف نموده است.
افزون بر این، در روز نخست، تنها از زنده شدن گروهى خاص سخن به میان آورده و در روز دوم از مرگ همه انسانها یاد کرده است. از ملاحظه مجموع این نکات در می یابیم که روز نخست غیر از روز قیامت بوده و آن دو با هم فرق دارند.
مجددا یاد آور می شویم آیه نخست از زنده شدن گروهى خاص سخن می گوید، و چنین روزى طبعا نمی تواند روز رستاخیز باشد. زیرا در آن روز همه انسانها پس از نفخ صور زنده می شوند، چنانکه می فرماید: «إن کل من فی السموات و الأرض إلا آتى الرحمن عبدا... و کلهم آتیه یوم القیامة فردا»(مریم/93ـ95) همه کسانى که در آسمانها و زمین هستند با حال تسلیم به محضر خداى مهربان در می آیند... و همه آنان در روز قیامت تنها نزد او حاضر می گردند .
نیز در آیه دیگر در وصف قیامت می فرماید: و حشرناهم فلم نغادر منهم أحدا (کهف/47): آنان را براى حساب گرد می آوریم، و یک تن را هم رها نمی کنیم.
نتیجه اینکه، از مقایسه دو آیه سوره نمل و اختلاف آنها در مضمون، بایدگفت که جهان در انتظار دو روز است که در یکى تنها برخى از انسانها محشور می شوند و در دیگرى همه انسانها . روایات شیعه، روز نخست را مربوط به پس از ظهور حضرت مهدى و قبل از رستاخیز می داند .
بازگشت گروهى از صالحان و یا تبهکاران قبل از رستاخیز امر شگفت آورى نیست، زیرا در امتهاى پیشین نیز گروهى پس از مرگ بار دیگر زنده شده و پس از مدتى براى بار دوم در گذشته اند .
بازگشت گروهى به این جهان نه مخالف حکم عقل است، و نه معارض با نقل، زیرا همان گونه که یادآور شدیم به صریح قرآن در امتهاى پیشین چنین واقعهاى رخ داده، و این خود بهترین گواه بر امکان آن است. و این نیز که برخى پنداشته اند رجعت با تناسخ یکسان است، تصورى کاملا بی پایه است، زیرا تناسخ آن است که نفس پس از مرگ بار دیگر حیات خویش را از نطفه آغاز کند و یا به بدن دیگرى تعلق بگیرد. حال آنکه در رجعت هیچیک از این دو امر باطل وجود ندارد. حکم رجعت از این جهت بسان زنده شدن مردگان در امتهاى پیشین، و معاد جسمانى در قیامت بوده و در حقیقت جلوهاى کوچک از رستاخیز نهایى است که در آن همه انسانها بدون استثناء زنده می شوند.
علت رجعت
شبهه:
چگونه مهدى منتظر در آخر الزمان مى تواند مردگان را زنده کند، و مؤمنین را عزیز بدارد و فاسقین را عذاب نماید؟ و اصولا آیا اعتقاد به رجعت پشتوانه علمى دارد در حالیکه جزء اعتقادات مسلمین نمى باشد، چرا که عقلا ممکن نیست و دلیل بر آن نداریم.
جواب اجمالى:
زنده کردن مردگان، در حقیقت کار خداوند است، که گاهى به بعضى از بندگان صالحش همچون حضرت عیسى علیه السلام و امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف این اذن را مى دهد بعضى از انسانها را بتوانند زنده کنند و این زنده کردن فقط با اذن الهى امکان پذیر است.
و رجعت هم به معناى زنده شدن بعضى انسانها در دنیا، در موقع ظهور امام زمان عج ، از روایات و بعضى آیات استفاده مى شود، و طبق سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله این امر در امت اسلامى نیز همانند امتهاى گذشته به وقوع خواهد پیوست.
مساله رجعت ارتباطى با زنده کردن مردگان توسط امام زمان عج ندارد و شیعیان زنده کردن اموات را به خداوند نسبت مى دهند نه به امام زمان عج
جواب تفصیلى:
قبل از پاسخ به شبهه مذکور لازم است نکاتى ذکر شود و آن اینکه: مساله رجعت هیچ ارتباطى با زنده کردن مردگان و یا عزیز نمودن مؤمنین و عذاب کردن فاسقین، توسط امام زمان ندارد و شیعیان هیچ موقع زنده نمودن مردگان را به امام زمان ربط نمى دهند، بلکه همواره اعتقادشان این است که زنده کردن و یا میراندن مخصوص ذات مقدس خداوند است. با توجه به این مطلب بحث از احیاء مردگان توسط غیر خدا، بحث حاشیه اى خواهد بود. در قرآن کریم خداوند صفاتى را براى خودش مطرح مى کند که مخصوص ذات مقدس او مى باشد و غیر از خداوند کسى از انبیاء و ائمه و ملائکه آن صفات را ندارند. مانند:
لااله الا هو یحیى و یمیت معبودى جز او نیست، زنده مى کند و مى میراند
الله یتوفى الانفس حین موتها خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى کنند.
هنگامى که خداوند به عیسى بن مریم(ع) گفت: یاد کن نعمتى را که به تو و مادرت بخشیدیم، زمانى که تو را با «روح القدس» تقویت کردم; که در گهواره و به هنگام بزرگى، با مردم سخن مى گفتى و هنگامى که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم، و هنگامى که به فرمان من، از گل، چیزى به صورت پرنده مى ساختى، و در آن مى دمیدى، و به فرمان من پرنده مى شد، و کور مادر زاد، و مبتلا به بیمارى پیسى را به فرمان من، شفا مى دادى، و مردگان را (نیز) به فرمان من زنده مى کردى; و هنگامى که بنى اسرائیل را از آسیب رساندن به تو، بازداشتم; در آن موقع که دلایل روشن براى آنها آوردى، ولى جمعى از کافران آنها گفتند: اینها جز سحر آشکار نیست
با توجه به مقدمه فوق، مى گوئیم: در همه ادیان به ظهور مصلح جهانى بشارت داده شده است و این مصلح جهانى که وارث همه علوم و معجزات انبیاء گذشته مى باشد و عدل و داد را برقرار کرده و زمین را از لوث ستمگران و خیانتکاران پاک مى کند.
قرآن مى فرماید: و لقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادى الصالحون در "زبور" بعد از ذکر (تورات) نوشتیم بندگان شایسته ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد»، و امام زمان (ع) که همان مصلح موعود است همه معجزات پیامبران را خواهد داشت بنابراین زنده کردن مردگان نیز مى تواند از معجزات آن حضرت باشد اما باید توجه داشت که هرگونه معجزه اى تنها باذن الهى خواهد بود و بدون اذن خداوند انجام معجزه ممکن نیست.
رجعت و عقیده مسلم شیعه
رجعت، به معنى بازگشتن است، و مراد از آن زنده شدن و بازگشتن گروهى، (از نیکان بسیار نیک و انسان هاى بسیار بد) بعد از حضرت قائم عج مى باشد، تا نیکان با مشاهده دولت آن بزرگوار شادمان بشوند و به فیض نصرتش مفتخر گردند. و انسان هاى بد نیز با مشاهده دولتى که هرگز نمى خواستند، غمگین گردند و به ذلت و خوارى برسند، و عقوبت و عذاب ببینند و به دست دوستان آن حضرت کشته شوند و اما دیگر مردمان در قبرها مى مانند تا در قیامت حاضر گردند
اما اینکه گفتید عقلا ممکن نیست و دلیلى بر آن نداریم؟! مى گوئیم بهترین دلیل بر امکان چیزى وقوع آن است و در امتهاى گذشته نظیر آن واقع شده است و قرآن کریم موارد مختلفى از رجعت را بیان نموده است از جمله به داستان قومى اشاره مى کند که از ترس طاعون از وطن خود فرار کردند و خداوند آنها را مدتى طولانى میراند و سپس به سبب دعاى یکى از پیامبران بنام «حزقیل» همه آنها را زنده کرد بعد از آن پس از مدتى به اجل طبیعى از دنیا رفتند
براى روشن شدن مطلب دو آیه و دو روایت نقل مى شود:
الف) آیات:
1ـ قرآن مى فرماید: الم تر الى الذین خرجوا من دیارهم و هم الوف حذر الموت، فقال لهم الله موتوا، ثم احیاهم ان الله لذو فضل على الناس و لکن اکثر الناس لایشکرون آیا ندیدى آنان را که از بیم مرگ از خانه هاى خود بیرون رفتند و آنها هزاران تن بودند، پس خداوند به آنها گفت: بمیرید. سپس آنان را زنده کرد، بى گمان خدا بر مردم صاحب فضل است. و لکن بسیارى از مردم سپاسگزارى نمى کنند
و طبق قاعده معروف: حکم الامثال فیما یجوز و ما لا یجوز واحد احتمال امتناع آن از بین مى رود و ثابت مى شود که رجعت یک کار ممکنى است و نمى تواند در این امت)پیامبر اسلام) ممکن نباشد، و روایات ما آن را اثبات کرده اند و پیامبر (ص) در این مورد مى فرماید: یکون فى هذه الامه کل ما کان فى بنى اسرائیل حذو النعل بالنعل و القزة بالقزة هر اتفاقى که در بنى اسرائیل رخ داده بدون ذره اى کم و زیاد در این امت هم رخ مى دهد.
2ـ آیه ى دیگرى که بر رجعت دلالت دارد این است که خداوند مى فرماید: و یوم نحشر من کل امة فوجاً) به خاطر آور روزى را که ما از هر امتى، گروهى را از کسانى که آیات ما را تکذیب مى کردند محشور مى کنیم، و آنها را نگه مى داریم تا به یکدیگر ملحق شوند، این آیه مربوط به قیامت نمى تواند باشد چون در قیامت همه محشور مى شوند نه از هر گروهى فوجى، لذا این آیه مربوط به رجعت مى شود.
ب) روایات:
1ـ مأمون خدمت امام رضا (ع) عرض کرد یا ابا الحسن درباره رجعت چه مى گویى؟ حضرت فرمود: رجعت حق است در امت هاى پیشین بوده است و قرآن هم ازآن سخن گفته است و پیامبر هم فرمود: پس مى آید، براى این امت هر آنچه براى امت هاى گذشته پیش آمد، بدون کم و زیاد، و فرمود هنگامى که مهدى (عج) از فرزندان من ظهور نماید، عیسى از آسمان پایین آمده پشت سر آنحضرت نماز مى گذارد... مأمون عرض کرد سرانجام چه مى شود؟ فرمود: حق به اهل خودش بر مى گردد. این روایت به خوبى دلالت بر وجود رجعت و صحت آن دارد که نیازى به توضیح نیست.
2ـ سلمان مى گوید: پیامبر اسلام (ص) دوازده امامى بعد از خود را معرفى نمود، و اسامى هر یک را بیان نمود، من گریستم و عرض کردم آیا من آنها را درک مى کنم؟ فرمود: تو اى سلمان و امثال تو آنها را دوست مى دارند و با معرفت آنها را درک مى کنند، سلمان گوید خدا را شکر کردم سپس عرض کردم یا رسول الله آیا من تا زمان آنها زنده خواهم بود؟ فرمود: اى سلمان این آیه را بخوان «هنگامى که نخستین وعده فرا رسد گروهى از بندگان نیرومند و جنگجوى خود را بر ضد شما مى انگیزم، خانه ها را جستجو کنند و این وعده اى است قطعى پس شما را بر آنها چیره مى کنیم و شما را بوسیله داراییها و فرزندان کمک خواهیم کرد و نفرات شما را بیشتر قرار مى دهیم سلمان مى گوید من از روى شوق گریه نمودم و گفتم یا رسول الله این حادثه در زمان شما (و با حضور شما) خواهد بود فرمود آرى و الله در آن زمان من و على و فاطمه و حسن و حسین و نه امام از فرزندان حسین (علیهم اسلام) و هر کسى که در مسیر اهلبیت مظلوم واقع شده اند همه یکجا گردهم مى آییم، آنگاه ابلیس و لشکریان او و مؤمنین واقعى و کافران حقیقى حاضر مى شوند، و فرمود ماییم تأویل این آیه: «ما چنین اراده نموده ایم، که بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان وارثان روى زمین قرار دهیم». سلمان مى گوید از نزد پیامبر (ص) برخواستم از آن به بعد، هیچ باکى نداشتم که من مرگ را ملاقات کنم و یا او به سراغم آید.

شاید این جمعه بیاید ... شــــــــــــاید ... 
خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمان خویش را
با همه لحظه خوش آواییم
در به در کوچه ی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط اوان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یارومدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه ی مشعر
کدام گوشه ی منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش
تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه ی پیغمبران را
محمد رضا آقاسی
گلزار زندگى
دل را زبیخودى سر از خود رمیدن است
جان را هواى از قفس تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سر دادهام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است
دستم نمىرسد که دل از سینه برکنم
بارى علاج شوق، گریبان دریدن است
شامم سیهتر است زگیسوى سرکشت
خورشید من برآى که وقت دمیدن است
سوى تو اى خلاصه گلزار زندگى
مرغ نگه در آرزوى پر کشیدن است
بگرفته آب و رنگ زفیض حضور تو
هرگل در این چمن که سزاوار دیدن است
با اهل درد شرح غم خود نمىکنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است
آن را که لب به جام هوس گشت آشنا
روزى «امین» سزا لب حسرت گزیدن است


صبح بی تو
صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد
بی تو می گویند تعطیل است کار عشقبازی
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد
جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو
اماخاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد
خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد
عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد
روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرمای
خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد
در هوای عاشقان پر می کشد با بیقراری
آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد
ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید
آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد
قیصر امین پور
مصطفی سیرت علی فر فاطمه عصمت حسن خو
هم حسین قدرت علی زهد و محمد علم مه رو
شاه جعفر فیض و کاظم حلم و هشتم قبله گیسو
هم تقی تقوا نقی بخشایش و هم عسکری مو
پادشاه عسکری طلعت نقی حشمت تقی فر
بوالحسن فرمان و موسی قدرت و تقدیر جعفر
علم باقر زهد سجاد و حسینی تاج و افسر
مجتبی حلم و رضیه عفت و صولت چو حیدر
مهدی قائم که در وی جمع اوصاف شهان شد
مصطفی اوصاف و مجلای خداوند جهان شد
امام خمینی(ره)